تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
منشأ قوانين كلى علوم و جهان بينىها است ، چيزى جز تشابه جريانها نمىبينيم يعنى ما آنچه را كه مىبينيم تحول نطفه انسان در جنين مثلا از حالى به حال ديگر است و اين تحول در همهء نطفه‌ها مشابه يكديگر است ، مگر عوارض ديگرى در كار باشد . و آنچه كه در فلزات مىبينيم ، اينست كه هر يك از آنها در درجهء معينى از حرارت ذوب ميشوند و اين درجه در همهء موارد ذوب آن فلز مخصوص مشابه يكديگر مىباشد ، اما حقيقتى بعنوان نظم در ماوراى تشابه كه مستقلا منشأ قانون باشد ، با هيچ يك از حواس و آزمايشگاه‌ها ديده نمىشود . دو - روابط قانونى ميان قضاياى كليه كه بعنوان قوانين تلقى ميشوند . بعنوان مثال : رابطهء ضرورى عليت ميان علت و معلول در قانون « عليت » به هيچ وجه و با هيچ يك از حواس و آزمايشگاه‌ها قابل ديدن و لمس كردن نيست . همچنين روابط اصول و قضاياى رياضى ، هر چند كه اجزاء قضايا نيز امور تجريدى ذهنى مىباشند ، با اين حال ما نمىتوانيم حقيقت رابطهء ضربدر را [ نه علامت آن را ] در ذهن خود بعنوان يك نمود انعكاس حتى بعنوان يك تأثر قابل لمس درك و لمس نمائيم . سه - استعدادهائى كه اشياء را از بالقوه به بالفعل مىآورند . ما مىدانيم كه هر چيزى از هر چيزى بوجود نمىآيد ، مثلا سيب از درخت آلبالو نمىرويد ، بلكه از درخت سيب مىرويد ، زيرا فقط سيب است كه به جهت داشتن استعدادهاى مخصوص ميوه اى را بنام سيب به فعليت مىرساند ، و همچنين نيرو است كه استعداد به فعليت رساندن حركت را دارا مىباشد . اين استعدادها به هيچ وجه قابل تماس با حواس و ابزار شناخت نمىباشند . چهار - بطور عموم هيچ يك از استعدادها و ابعاد و مختصات پديدهء حيات را نمىتوان با حواس و ديگر ابزار شناخت مشاهده كرد . آنچه را كه مىتوان مشاهده كرد ، نمودها و پديده هائى است كه اثر و نتيجهء آن استعدادها و ابعاد و مختصات ناميده ميشوند . بعنوان مثال : حركات مربوط به غريزهء جنسى در