تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
4 ، 6 - و امتنع على عين البصير ، فلا عين من لم يره ينكره و لا قلب من اثبته يبصره ( ذات پاكش بر چشم بيننده بر نيايد ، نه ديدهء كسى كه او را نديده است ، نفى و انكارش را بتواند و نه قلب كسى كه بوجودش اذعان دارد بتواند او را ببيند ) .

آن كس كه با حواس طبيعى ، خدا را نديده است نمىتواند وجود او را منكر شود ، چنان كه اعتقاد بوجود او نيازى به ارتباط حواس طبيعى با او ندارد

به بينندگان آفريننده را نبينى مرنجان دو بيننده را
چنان كه با آن عقل نظرى كه ابزار كارش حواس طبيعى است ، نمىتوان دريافت صحيحى در بارهء او بدست آورد ، زيرا :
خرد گر سخن برگزيند همى همان را گزيند كه بيند همى
فردوسى ساختمان حواس طبيعى انسان به هيچ وجه نمىتواند ملاك واقعيتها بوده باشد ، يعنى چنين نيست كه هر چيزى كه واقعيت داشته باشد بايد بتوان آن را با حواس طبيعى دريافت كرد ، و بالعكس چنين نيست كه هر چيزى را كه حواس آن را بعنوان واقعيت نشان داد ، از واقعيت برخوردار بوده باشد . اما دليل اين كه ضرورتى نيست كه وجود واقعيتها با حواس اثبات شود ، علم ما به هزاران واقعيت است كه با هيچ يك از حواس و آزمايشگاهها قابل ارتباط مستقيم نيست مانند : يك - واقعيت نظم در جهان طبيعت كه منشأ انتزاع قوانين علمى و جهان بينى است ، با اين كه وجود نظم مورد قبول همهء متفكران و مكتبها است و هيچكسى نمىتواند در آن ترديدى كند ، با اين حال ما از واقعيت نظم كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 77 | محمد تقي جعفري