تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
نه كلى و نه جزئى ، و جهان هستى از مختص ذاتى او بوجود آمده است ، بدون اين كه بداند چه كارى كرده و يا چه شده است و مىشود اين نظريه را ابن ابى الحديد به بعضى از قدماى فلاسفه نسبت داده است . پاسخ اين نظريه اينست كه اصلا خدايى براى صاحبان آن مطرح نشده است ، تا ببينيم علم خداوندى از نظر آنان چيست . جبر و اضطرار و ناآگاهى پستترين نقصى است كه بيك موجود نسبت داده مىشود . و آنگهى عامل اين خلقت اجبارى و اضطرارى در موقع معين چه بوده است و سؤالات بسيار ديگر . 3 - و دلَّت عليه أعلام الظَّهور ( و همهء نشانها و آثار آشكار بوجود او دلالت مىكند ) .

همهء كائنات علامات آشكار وجود خداوندى هستند

براى توضيح و تفسير اين جمله ، مقدمه اى را متذكر مىشويم : خداوند سبحان اين قدرت را به انسان عطا فرموده است كه هم مىتواند جهان هستى را با ابعاد گوناگون مورد مطالعه قرار بدهد ، مانند بعد رياضى ، بعد زيبايى ، بعد طبيعى ، و هم مىتواند خود را بر كنار از موجودات جهان هستى تلقى نموده و اشراف به آن داشته باشد . جهانبينى از ابعاد گوناگون را در مباحث مربوط به خطبه‌هاى گذشته ، مخصوصا در مسائل « شناخت » مطرح نموده و ديديم كه نگرش يك بعدى به جهان هستى ، چيزى جز معرفت ابتدائى و محدود نتيجه نمىدهد ، لذا ترديد نمىتوان كرد در اين كه براى بدست آوردن يك معرفت قابل توجه در جهان بينى هيچ يك از دانشهاى محدود به تنهائى بلكه حتى بضميمهء چند دانش محدود ديگر نيز كافى نبوده و ورود به جهانبينى با در دست داشتن دانش يا دانشهاى محدود ، جز روشنائىهاى ناقص و گاهى هم غرور انگيز و فريبنده نتيجه اى نخواهد داد . همين غرور و فريبندگى دانشهاى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 73 | محمد تقي جعفري