تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
گوئى كه نگون كرده است ايوان فلك وش را حكم فلك گردان يا حكم فلك گردان بر ديدهء من خندى كاينجا ز چه مىگريد خندند بر آن ديده كاينجا نشود گريان نى زال مدائن كم از پير زن كوفه نه حجرهء تنگ اين كمتر ز تنور آن دانى چه مدائن را با كوفه برابر نه از سينه تنورى كن وز ديده طلب طوفان اينست همان ايوان كز نقش رخ مردم خاك در او بودى ايوان نگارستان اينست همان درگه كان را ز شهان بودى حاجب ملك بابل هند و شه تركستان اينست همان صفه كز هيبت او بردى ( 1 ) بر شير فلك حمله شير تن شادروان ( 2 ) پندار همان عهد است از ديدهء فكرت بين در سلسلهء گه در كوكبهء ميدان از اسب پياده شو بر نطع زمين رخ نه ( 3 ) زير پى پيلش بين شه مات شده نعمان ( 4 )
هامش
( 1 ) صفه ايوان مسقف كه بزرگان در آن مىنشستند .
( 2 ) شادروان چادر يا پرده اى كه در قديم پيش در خانه و ايوان پادشاهان و اميران مىكشيدند .
( 3 ) نطع فرشى چرمين كه محكوم به اعدام را بر آن نشانيده و سر او را مىبريدند .
( 4 ) نعمان رنگ قرمز ، شايد در اين بيت مقصود ريخته شدن خون شاهان در روى زمين است و نطع را هم براى همين منظور آورده است كه روى زمين نطعى است براى ريخته شدن خون شاهان . در توضيح اين لغات رجوع شود به فرهنگ محمد معين .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 40 | محمد تقي جعفري