( بادها بر محل شهر و ديار آنان وزيد ، گوئى آنان بر وعده گاهى بودند ، كه روزگارى محدود در اين دنيا زيستند و با رسيدن مدت معين بانتهاى خود از بين رفتند ) . وقتى كه امير المؤمنين سخن اسود را شنيد ، فرمود : چرا نگفتى : * ( كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ . وَزُرُوعٍ وَمَقامٍ كَرِيمٍ . وَنَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ . كَذلِكَ وَأَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ . فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَالأَرْضُ وَما كانُوا مُنْظَرِينَ ) * ( 1 ) ( چقدر از باغها و چشمه سارها و زراعتها و موقعيت خوب و نعمتى كه در آن در حال رفاه بودند ، از خود بجا گذاشتند و رفتند و بدينسان آنها را به اقوام ديگر به ارث گذاشتيم . نه آسمان و زمين براى رفتن آنان اشكى ريخت و نه كسى انتظار آنان را مىكشد ) . سپس فرمود : اينان وارث گذشتگان بودند و سپس خود به ارث گذاشتند و نعمت خداوندى را سپاس نگذاشتند ، دنيا از آنان سلب شد در حالى كه مشغول معصيت خدا بودند . بپرهيزيد از كفران نعمتها تا نقمت و عذاب الهى بر شما فرود نيايد . حال حركت كنيد و در آن جايگاه بلند فرود بيائيد . خاقانى شيروانى در موقع بازگشت از زيارت بيت اللَّه الحرام گذارش به مدائن مىافتد و طاق كسرى را در آنجا مىبيند و ساعتى در بارهء آن طاق به تفكر مىپردازد و اشعارى بسيار زيبا و عالى مىسرايد كه بعضى از آيات فوق را در آن ابيات اشاره كرده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٨
هان اى دل عبرت بين از ديده نظر كن هان
ايوان مدائن را آئينهء عبرت دان
يك ره ز لب دجله منزل به مدائن كن
وز ديده دوم دجله بر خاك مدائن ران
هامش
( 1 ) الدخان آيهء 25 تا 29 .