* ( إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ ) * ( 1 ) ( قطعا اسراف كنندگان برادران شياطينند ) . * ( وَلا تُسْرِفُوا إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) * ( 2 ) ( و اسراف نكنيد ، زيرا خداوند اسراف كنندگان را دوست نمىدارد ) . * ( لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْه لَيْسَ ) * ( 3 ) ( و قطعا اسراف كنندگان اصحاب آتشند ) . آيات مربوط به اين مضمون با بيانات مختلف در قرآن مجيد فراوان است . اهميت قناعت به حد كفاف ( ضرورت معاش ) مستند به دو عامل بسيار مهم است : عامل يكم - ريشه كن شدن فقر از زندگى خود قناعت كننده و از زندگى مردم جامعه كه بطور محدود مواد طبيعى را به مواد معيشت تبديل مىكنند . به همين جهت است كه امير المؤمنين فرموده است : ما منع فقير الَّا بما متّع به غنىّ ( هيچ فقيرى از معاش خود محروم نمانده است ، مگر اين كه يك غنى از حق مالى آن فقير بهره مند گشته است ) . عامل دوم - اسراف و تبذير و مال پرستى همان مقدار بار شد و تكامل روحى انسان مىتواند سازگار باشد ، كه نيستى با هستى و ظلمت با نور . محمد بن يعقوب كلينى در كتاب كافى باب مستقلى را در بارهء كفاف آورده است . ما دو روايت را بعنوان نمونه در اين مبحث مىآوريم : روايت يكم - قال رسول اللَّه ( ص ) الَّلهمّ ارزق محمّدا و آل محمّد العفاف و الكفاف ( 4 ) ( پروردگارا ، به محمد و آل محمد ( ص ) پاكدامنى و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦
هامش
( 1 ) الاسراء آيهء 27 .
( 2 ) الانعام آيه 141 .
( 3 ) غافر آيهء 43 .
( 4 ) منهاج البراعة ج 4 ص 249 .