پرچمهايش را نصب نموده است ، در آن هنگام كه دهانش را باز كرد و آهن افسارش سخت گشت و پاهاى خود را در زمين محكم ساخت ، فتنه و آشوب ، مبتلايان به آن فتنه را با نيشهاى خود مىگزد و امواج جنگ سر مىكشند و قيافهء عبوس روزها آشكار ، و اثر جراحتهاى شبها ظاهر مىگردد . وقتى كه آنچه را كشته است بثمر رسيد و آن ثمر به پاى خود ايستاد و آن شقشقهها ( گوشت پاره اى شبيه به جگر كه شتر به دهان خود مىآورد ) برگشت . شمشيرها و نيزه هايش كشيده شد و درخشيدن گرفت ، پرچم آشوبهاى بوجود آورندهء مشكلات افراشته مىشود ، اين پرچم يا اين مشكلات مانند شب تاريك و درياى متلاطم روى مىآورند ) .
بنا بر تحقيق مورخان ، اين شخص عبد الملك بن مروان است نه معاويه ، زيرا همهء توصيفاتى را كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء حوادث مربوط به آن گمراه فرموده است ، بر عبد الملك تطبيق مىگردد .
10 - بصره در انتظار مرگ سرخ و گرسنگى قحطى است
فويل لك يا بصرة عند ذلك من جيش من نقم اللَّه لا رهج له و لا حسّ و سيبتلى أهلك بالموت الأحمر و الجوع الأغبر ( 1 ) ( پس در آن موقع واى بر تو اى بصره ، از سپاهى از عذاب و نقمتهاى خداوندى كه نه غبارى دارند و نه صداى همهمه اى ، و به زودى اهالى تو اى بصره ، مبتلا ميشوند به مرگ سرخ و گرسنگى و قحطى ) .
11 - زمانى مىرسد كه اسلام از دلها ريخته مىشود ، مانند آبى كه از گرداندن كاسه به زمين مىريزد
أيّها النّاس سيأتى عليكم زمان يكفا فيه الإسلام كما يكفا الإناء بما فيه
( 2 )
هامش
( 1 ) خطبهء 102 ص 148 .
( 2 ) خطبهء 103 ص 150 و خطبهء 147 ص 204 و 205 .