ندهد ، نتيجه اى نخواهد داد . پس براى وصول به مقام والاى اخلاص ارزشى ، نبايد به هيچ نوعى از انواع شرك مبتلا گشت : شرك در مال و منال ، شرك به معناى بتپرستى ، شرك با مقام پرستى ، و شرك با خودپرستى و شهرتپرستى و غير ذلك .
همچنين وصول به مقام والاى اخلاص نمىتواند با ببازى گرفتن حيات انسانها سازگار بوده باشد . اخلاص ارزشى با تخريب و معيوب ساختن ديگران با اين كه شخص عيبجو خوددارى آن عيب است ، نيز سازشى ندارد . همچنين اخلاص ارزشى با برهم زدن اصول و مختصات دين الهى براى رفع نيازهاى خود محورى و براى جلب سود ، امكان پذير نمىباشد . بالاخره چند روئى و چند زبانى در اجتماع كه از مختصات نيرنگ بازى و حيله گرىهاست ضد اخلاص ارزشى است ، بنا بر اين بايد گفت : وصول به مقام اعلاى اخلاص كه انسان را به كمال خود رسانده و شايستهء نام انسان كامل مىنمايد ، بدون تخلق به اخلاق اللَّه و تأدب به آداب اللَّه امكانپذير نمىباشد .
تفسير جملهء سوم - اين جملهء شرايط اخلاص در عبادت را چنين بيان مىدارد : شرط يكم - اتحاد درون و برون ( پنهان و آشكار ، ظاهر و باطن ) اين همان شرط است كه در جملهء دوم نيز مطرح شده است . شرط دوم - اتحاد كردار و سخن ، مىتوان گفت : اين دو اتحاد باضافهء اتحادهائى كه در جملهء دوم گفته شد ، نتايج و آثار وحدت شخصيت انسان مخلص است كه اين وحدت با پيشرفت تدريجى در مسير وصول به هدف « حيات معقول » وابسته به حيات آفرين متشكلتر و هماهنگتر گشته ، شخصيت انسانى در توحيد جانش توحيد خداوندى را در مىيابد و بمقام اعلاى اخلاص مىرسد .
تفسير جملهء چهارم - در اين جمله كمك خداوندى را براى كسى كه در طلب اخلاص و اتصاف روحش با اين صفت والاى انسانى بر آمده است ، بيان مىفرمايد . خداوند سبحان مطابق وعده اى كه در اين آيه داده است :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٤