اين يكى از اساسىترين خواص اخلاص ارزشى است كه در آن هنگام كه حقيقت مطلوب ذاتى چهرهء واقعى خود را نشان داده و جوهر ناب روح را در جاذبهء خود قرار مىدهد ، نه اين كه گوشش صداهاى مخالف را نمىشنود و چشمش مناظر ناشايست را نمىبيند و نه اين كه روياروى ستيزه گران با حق و حقيقت قرار نمىگيرد ، بلكه اگر توانست صداهاى مخالف را خاموش و مناظر ناشايست را از جلو ديدگانش محو و نابود و ستيزه گران با حق و حقيقت را از ريشه و بنياد بر مىكند و اگر نتوانست بدون كمترين اعتناء و بدون اندك تأثر از آنها به راه خود ادامه مىدهد . 4 - * ( قالَ فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ . إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ) * ( 1 ) [ شيطان گفت : ] ( سوگند به عزت تو ، همهء آنان ( فرزندان آدم ( ع ) را ) اغوا خواهم كرد مگر آن بندگان ترا از آنان كه بمقام اخلاص رسيدهاند ) . خصومت ديرينهء شيطان لعنة اللَّه عليه با فرزندان آدم و حسادتى كه بر ابو البشر ورزيده و از سجده بر او امتناع ورزيده است و خرمن هستى خود را تا ابد آتش زده است ، هرگز نخواهد گذاشت فرزندان آدم ( ع ) به سهولت و سادگى راه اعتلاء و كمال خود را تا بارگاه الهى بپيمايند ، زيرا اين يك قانون كلى حيات موجودات پليد است كه با نظر به خرمن سوختهء خود شمع فروزان ديگران را نمىتوانند ببينند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٩
ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته
مىنخواهد شمع كس افروخته
مولوى
شيطان با داشتن قدرت مكر و حيله و نفوذ در اعماق سطوح روانى انسان و آراستن و پيراستن خطاها و گناهان ، از هر سو به اولاد آدم نزديك مىشود و در صدد اغوا و گمراه كردن او بر مىآيد . كارى كه شيطان از خارج از ذات انسان در موجوديت انسان انجام مىدهد ، همان كار است كه نفس اماره
هامش
( 1 ) ص آيه 83 .