تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
مسلم است كه دعوت خداوندى از روى توحيد و اخلاص حقيقى خوشايند كفار و مشركين نخواهد بود ، آنان بتهائى را با دست خود تراشيده و يا انسانهائى را مورد پرستش قرار داده و آنها را شريك خدا قرار مىدهند ، و نمىخواهند غناى مطلق خداوندى را از هرگونه تجسمهاى بتپرستانه درك كنند و بپذيرند . عادات و تقاليد پوسيدهء گذشتگان آنانرا نمىگذارد جهان هستى را آن چنان كه شايسته است دريابند و با آن ارتباط برقرار كنند . مجسم ساختن كمال مطلق يا ساختن و پرداختن اشياء جامدى بعنوان شريك خداوندى و مؤثر در مشيت او ، موجب سقوط تفكرات و احساسات عالى و منطق عقلانى آنان مىباشد و نمىگذارد كه با خداى يگانه كه همهء هستى جلوه گاه فيض او است انس و الفت برقرار نمايند . وقتى كه انسانهاى آگاه يك جامعه به پرستش خداى يگانه و بىنياز از هرگونه شريك و دستيار و معاون و نمايشگر مىپردازند و « حيات معقول » خود را بر مبناى اخلاص قرار مىدهند ، مخالفت و مبارزهء كفار و مشركين و غوطه وران در حيات طبيعى با آنان حتمى و غير قابل اجتناب خواهد بود . با توجه عميق به اين مسئله كه آدمى در بهره بردارى از تكامل و پيش برد روح در اين زندگانى ، مسير واقعى « حيات معقول » خود را مىپيمايد ، مخالفت و كراهت و حتى مبارزه و پيكار غوطه وران در خيالات و گمراهان و گم كردگان خداوند يكتا چه اثرى در حركت و تكاپوى او مىتواند بوجود بياورد
ز ان كه از بانگ علالاى سگان هيچ وا گردد ز راهى كاروان يا شب مهتاب از غوغاى سگ سست گردد بدر را در سيرتگ مه فشاند نور و سگ عوعو كند هر كسى بر طينت خود مىتند چون كه نگذارد سگ آن بانگ سقم من مهم سيران خود را كى هلم چون كه سركه سركگى افزون كند پس شكر را واجب افزونى كند
مولوى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 198 | محمد تقي جعفري