مأمور نشدهاند مگر به اين كه خداوند را عبادت كنند در حالى كه در دين براى او اخلاص مىورزند ) . از نظر قواعد عربى « ما » ى نافيه كه بعد از آن كلمهء استثناء « الا » وارد شود افادهء حصر مىنمايد مانند : ما رأيت إلَّا زيدا ( من نديدم مگر زيد را ) . يعنى من فقط زيد را ديدم و بس . همين قاعده در زبان فارسى نيز وجود دارد ، چنان كه مىگوئيم : « من در آن مجلس جز زيد را شايستهء گفتگو نديدم » آياتى كه با كلمات و تركيبات مختلف حصر عبادت را از روى اخلاص به خداوند بيان مىكند ، متعدد و فراوان است . در آيهء مورد بحث دو كلمهء له الدين وجود دارد و معناى اين دو كلمه چنين است كه دين از آن او است . و مىدانيم كه معناى دين عبارتست از آن زندگانى قابل محاسبه و پذيرش فطرت سليم و عقل واقع بين كه وابسته به مشيت و ارادهء تشريعى و تكميلى خداونديست . اين معنا براى دين اگر چه مورد تفسير همهء محققان نيست ، ولى محصول و خلاصهء همهء تفسيرهائى است كه براى كلمهء دين مطرح شده است . بنا بر اين مفهوم و مفاد آيهء شريفه اينست كه دستور قطعى خداوندى اينست كه مردم در جاذبهء الهى كه پيوسته به كمال برين است قرار گرفته و جز او هيچ حقيقتى را مطلوب ذاتى تلقى نكنند و آن دين الهى كه مردم مأمور به گرويدن به آن هستند ، همين قرار گرفتن در جاذبهء الهى و مطلوب ذاتى و مطلق تلقى كردن آن مقام شامخ است . چنين زندگى قابل محاسبه و پذيرش فطرت و عقل سليم است و بس . لذا اخلاص به خداوند يعنى اخلاص به هستى و وجود انسانى كه هر دو جلوه گاه مشيت خداوندى هستند چه : * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * ( 1 ) ( به هر طرف روى بگردانيد ، همان جا وجه اللَّه است ) . اخلاص به هستى يعنى دريافت واقعى آن و درك فروغ ملكوت خداوندى كه بهمهء اجزاء و روابط آن مىتابد و نتيجهء اين درك عبارتست از احساس
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٦
هامش
( 1 ) البقرة آيهء 115 .