بسيار مهمى ميان دو نوع اخلاص كه در حقيقت دو نتيجهء عشق مجازى و عشق حقيقى مىباشند ، وجود دارد ، زيرا اخلاص به معناى عام متعلق به حقيقتى است كه عامل تقويت و اشباع و تورم خود طبيعى است ، مانند ثروت و مقام و انواع قدرتها و لذايذ طبيعى ، در صورتى كه حقيقت مورد اخلاص در اخلاص به معناى خاص ( ارزشى ) حقايق فوق عامل اشباع كنندهء خود طبيعى و تورم دهندهء آن مىباشند . و نيز همهء خصلتها و صفات عاليهء انسانى از نتايج اخلاص ارزشى مىباشند .
اخلاص به معناى عام آدمى را در بن بستى لذت بار و مخلوط با نگرانىها و اندوههاى عميقى كه معلول از دست رفتن امتيازات عالى انسانى است ، قرار مىدهد مانند عشق مجازى كه بقول مولوى عاشق را در صندوق كوچك موجوديت معشوق زندانى مىنمايد و همهء مشاعر و عوامل درك و آگاهىها و خواستههاى معقول آدمى را با تمامى بىاعتنائى مختل و ويران مىسازد ، در صورتى كه عشق حقيقى همهء قوا و فعاليتهاى مغزى و روانى انسان را قوىتر و هماهنگتر مىنمايد .
به همين جهت است كه انسانهاى موفق به اخلاص در حقايق عالى انسانى مانند عدالت و علم از آن جهت كه نشان دهندهء واقعيات است و آزادى كه آدمى را مىتواند به مرحلهء اعلاى اختيار ( گرايش به خيرات و كمالات و انتخاب آنها ) برساند ، از بهترين صفات انسانى مانند مالكيت برخود و گذشت از خواستهها و پديدههاى حيوانى و وفاء و صدق و نجابت و طهارت درونى برخوردار مىباشند -
شاد باش اى عشق خوش سوداى ما
اى طبيب جمله علتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما
اى تو افلاطون و جالينوس ما
مختصات اخلاص ارزشى
باضافهء مختصى كه در بيان تفاوت ميان دو قسم اخلاص متذكر شديم ، مختصات ديگرى براى اخلاص ارزشى وجود دارد كه ما برخى از آنها را مطرح مىكنيم :