تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
فقط براى توضيح ارتباطات ناب و بدون عوارض خارج از ذات مىباشد . اكنون يك مثال ديگر را كه بتواند علاقهء ناب آدمى را بيك موضوع كه مطلوب ذاتى جلوه مىكند ، بيان مىكنيم : عدالت كه عبارتست از رفتار آزادانه مطابق قانون ، ممكن است به جهت فوايدى كه براى يك انسان داشته است مورد علاقهء او بوده باشد و ممكن است به جهت لذت روانى محض كه از رفتار عادلانه بوجود مىآيد ، عدالت را پيشهء خود بسازد . اين گونه گرايشها به عدالت از اخلاص برخوردار نيستند ، زيرا عدالت در اين گرايشها مطلوب ذاتى دوستدار اين پديده نمىباشد . اين خصلت روانى موقعى از اخلاص برخوردار مىگردد كه خود با قطع نظر از همهء هدفگيرىهاى خارج از ذات عدالت و با قطع نظر از همهء خواسته‌ها مطلوب ذاتى تلقى شود . مفهوم كلى اخلاص به دو قسم مهم تقسيم مىگردد : قسم يكم - اخلاص به معناى عام عبارتست از مطلوب ذاتى تلقى شدن يك حقيقت اعم از آنكه در منطقهء ارزشها بوده باشد يا نه . مانند مطلوب ذاتى تلقى شدن مقام و ثروت و شهرت اجتماعى و قدرت و نژاد و حتى علم و آزادى كه مطلوبيت ذاتى آنها جز به سود خودخواهى به چيز ديگرى تمام نمىشود . اخلاص به اين معناى عام نمىتواند داخل منطقهء ارزشها گشته و عامل رشد و اعتلاى شخصيت انسانى گردد . قسم دوم - اخلاص به معناى خاص است كه مىتوان آن را اخلاص ارزشى نيز ناميد . اين اخلاص عبارتست از مطلوب ذاتى تلقى شدن حقيقتى كه با وصول به آن و يا برقرار كردن رابطه با آن ، عاليترين استعداد انسانى به فعليت مىرسد و جوهر اعلاى انسانى را بارور مىسازد . تفاوت ميان دو قسم اخلاص درست مانند تفاوت ميان عشق مجازى و عشق حقيقى است ، زيرا اخلاص با نظر به معناى عام بزرگترين معلول يا نتيجهء عشق است كه همهء سطوح روانى آدمى را از اشتياق براى وصول به معشوق اشغال مىنمايد . و اين معنا در هر دو قسم از اخلاص وجود دارد ، ولى تفاوت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186 | محمد تقي جعفري