اين اللَّه است كه اخلاص او موجب اخلاص به همهء حقايق با ارزش انسانى است ، زيرا همهء آن حقايق به جهت وابستگى به مشيت يا صفات خداوند جنبهء قداست و عظمت پيدا كردهاند . اگر آدمى با اخلاص به اللَّه علمى را بدست بياورد ، اين علم در عين حال كه براى ارتباط با معلوم داراى ارزش نمىباشد ، از مطلوبيت ذاتى نيز برخوردار است ، زيرا بعنوان يك حقيقت وابسته به مشيت يا صفات خداوندى نيز تلقى شده است . اگر آدمى با اخلاص به اللَّه عدالت را درك نموده و آن را در همهء شئون زندگيش به كار ببرد ، با برخوردارى از مزاياى حيات فردى و اجتماعى عدالت ، از بعد الهى آن نيز بهره مند خواهد گشت و همچنين ساير حقايق عالى انسانى ، مثلا آزادى را باضافهء اين كه داراى ارزش حياتى در اشباع احساس لزوم رهايى از قيد و زنجير جبر و اكراه در زندگى است ، بعنوان اختيار كه عبارتست از بهره بردارى از آزادى در راه خير و كمال ، مورد عشق و اخلاص قرار خواهد داد .
و با يك عبارت كلىتر بايد گفت : دين كه عبارتست از تحت محاسبه قرار گرفتن همهء شئون زندگى براى قرار گرفتن در مسير حيات معقول و استفادهء كامل از همهء استعدادها و ابعاد مثبت و عالى انسانى ، بدون اخلاص به اللَّه كه بر همهء انسانها امكانپذير است ، قابل تصور نيست . امير المؤمنين عليه السلام
در خطبهء اول نهج البلاغه چنين فرموده است : أوّل الدّين معرفته ، و كمال معرفته التّصديق به و كمال التّصديق به توحيده و كمال توحيده الإخلاص له
( آغاز و اساس دين معرفت اوست و كمال معرفت خداوندى تصديق و پذيرش كامل اوست و حد اعلاى تصديق حق جلا و علا ، توحيد اوست و نهايت توحيد حق ، اخلاص ، به مقام شامخ ربوبى اوست ) .
اخلاص به ذات اقدس الهى يعنى قرار گرفتن در مسير إِنّا للَّه و إِنّا اليه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 190
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٠