بگويد : بنا بر فرمايش شما ( چشمگيران مزدور ) قضا و قدر خداوندى چنين است كه : 1 - قدرت محوران براى رسيدن بقدرت ، مىتوانند حق قانونى يك انسان كامل را كه هرگز از حق و قانون تعدى نمىكند پايمال نمايند .
2 - قدرت محوران مىتوانند آب را كه مادهء حياتى انسانها است ، به روى هفتاد هزار مسلمان كه عمار بن ياسرها و مالك اشترها و صدها مردم پارسا و متقى در ميان آنان وجود دارند ببندند و بخواهند كه آنان از تشنگى نابود شوند ، و اگر مورد بازخواست قرار بگيرند ، پاسخ بدهند كه : خوب ، قضا و قدر الهى چنين بوده است .
3 - قدرت محوران مىتوانند هزاران اراذل و اوباش را مانند بسر بن ارطاة و سفيان بن عوف غامدى را بسيج كنند و در هر شهر و ديارى كه نام على بن ابي طالب را بشنوند ، همهء جانداران آن شهر و ديار را بكشند و تار و مار كنند و پاسخ آن را به چشمگيران قرآن بدست حواله كنند كه آنان با كمال وقاحت بفرمايند كه خوب ، قضا و قدر الهى است و ربطى به ما و معاويه صفتان ندارد .
4 - قدرت محوران با تكيه به قضا و قدر مجازند كه دروغ بگويند و به تناقضگوئىها مرتكب شوند و دليل اين جواز انسان سوز را همان قضا و قدر الهى ارائه بدهند .
5 - قدرت محوران مىتوانند قرآن ، آن كتاب الهى را مستمسك قدرت - پرستىهاى شيطانى خود قرار داده و قرآن و قرآنيان را نابود بسازند چرا دست بچنين كارى نزنند ، با اين كه قضا و قدر چنين دستورى را صادر كرده است .
6 - قدرت محوران مىتوانند همهء تعهدهائى را كه بسته و براى ايفاى آنها سوگند ياد كردهاند ، نقص نموده و از بين ببرند ، چنان كه معاويه تعهدهائى را كه با امام حسن مجتبى عليه السّلام بسته بود ، نقص كرد و از بين برد ، چرا
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٢