اين دنيا با حيات ابدى شبيه به رابطهء علت و معلول است ، بنا بر اين ، بدون شناخت و اصلاح علت توقع شناخت و اصلاح معلول مخالف حكم بديهى عقل است . به اضافهء اين كه مسامحه و بىاعتنائى به زندگى اين دنيا و به شوخى گرفتن آن ، موجب از دست رفتن با اهميتترين موضوعى است كه با مشيت خداوندى در اين جهان هستى پديدار شده است . اين همان موضوع است كه * ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه ) * ( 1 ) ( و در آن انسان از روح خود دميدم ) معرف آنست . پس خسارت ناشى از تباه كردن اين پديدهء ربانى فقط آن نيست كه سعادت ابدى را مبدل به شقاوت ابدى مىنمايد ، بلكه آن عظمت و امتيازى كه از دست رفته است و آن سرمايهء الهى كه محصولش رابطه با كمال مطلق بود ، پوچ و نابود گشته است . از همين جا است كه به خلاف منطق بودن بيانى كه دنى ديدرو در اين مسئله دارد به خوبى پى مىبريم . اين شخص مىگويد : « بر فرض كه خدائى وجود داشته باشد ، بدانجهت كه آن خدا رحيم و كريم و مهربان معرفى شده است ، لذا عذابى بنام آخرت وجود نخواهد داشت » . اين شخص متوجه نشده است كه انسانهاى كامل و رشد يافته بيش از ديگران به رحمت و كرامت و محبت خداوندى ايمان دارند و با اين حال در اين دنيا حد اكثر تلاش و كوشش را در راه عمل به اصول عالى انسانى و دستورات خداوندى و وجدانى انجام دادهاند ، اين كوششها و تلاشها نه فقط براى آن بوده است كه در ابديت دچار شقاوت و سقوط نگردند ، تا به آنان پاسخ داده شود كه خدا كريم و رحيم و مهربان است ، بلكه براى بهره بردارى از استعدادهاى عالى حيات مىباشد كه بىاعتنائى به آنها موجب از دست دادن عاليترين امتيازاتى است كه خداوند براى كوشندگان مقدر فرموده است . پس از اين مقدمه عظمت مطلبى را كه امير المؤمنين عليه السّلام در دو جملهء مورد تفسير بيان فرموده در ميابيم كه : « حيات مقهور و شكست خورده در برابر عوامل خصومتها و بطور عموم در برابر عوامل مزاحم » حيات معقول « مرگ است
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٩
هامش
( 1 ) الحجر آيه 29 .