تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
ديده نمىشود ، بلكه با نظر به دلايل چهارگانهء فوق مىتوان گفت : زمينه هايى از اوصاف و مختصات روانى به فرزندان منتقل مىشوند ، ولى به جهت تغيير پذيرى آن زمينه‌ها بوسيلهء عوامل تعليم و تربيت و محيط و بهره بردارى از عناصر اندوختهء شخصيت و تقويت آزادى ، هرگز به قطعيت علت تامه نمىرسند . بررسى اين زمينه‌ها و مقدار تأثير آنها و شناخت عوامل تغيير دهنده آنها وظيفهء علوم مربوطه است كه بايد با جديت هر چه بيشتر در شناخت « آنچه كه هست » و « آنچه كه بايد » اين مسائل را پيگيرى نمايد و اين حقيقت را در نظر بايد بگيريم كه تاكنون حتى يك فرزند عاقل در هفتاد و هشتاد سال يا كم و بيش از عمر خود ننشسته است كه نخست همه ماهيت و اوصاف و خصوصيات و استعدادهاى جسمانى و روانى پدر و مادر خود را تا هفت نسل گذشته بشناسد و سپس به زندگى خود شروع كند . و نيز تاكنون هيچ محاكمه اى در دنيا ديده نشده است كه در حكم عادلانهء خود ، بدون شناخت فيزيولوژى و پسيكولوژى پدر و مادر متهم تا چند نسل پيش ، دست به كار محاكمه نشوند و يا براى حضور فرزندان در كلاس يا ديگر جايگاههاى تعليم و تربيت ، نخست پدران و مادران آنان را جمع كرده و ماهها بلكه سالها به وضع جسمانى و روانى آنان از ديدگاه علمى رسيدگى كنند و سپس شروع به تعليم و تربيت فرزندان آنان بنمايند . از طرف ديگر ما كه تا كنون نشنيده‌ايم كسى ادعا كند كه فرزند يك انسان پليد حتما بايد پليد و فرزند يك انسان رشد يافته و پاك از آلودگىهاى حيوانى حتما بايد يك انسان رشد يافته و پاك از آلودگىها بوده باشد . اگر شما شنيده‌ايد حتما در حاشيهء تاريخ بعنوان يك استثناء بىنظير يادداشت كنيد ، ما نمىدانيم اين افراطگران در پديدهء وراثت جهشها و انقلابات روانى را كه در شمارهء فراوانى از انسانها در همهء جوامع و در همهء دورانها ديده مىشوند ، چگونه مىنگرند و چگونه آنها را تفسير مىكنند .