تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
دليل دوم - اين كه اگر عوامل ارثى تعيين كنندهء قطعى اوصاف و اخلاق و خواص جسمانى و روانى بشرى بود ، نمىبايست اشكال جسمانى فرزندان و قيافه‌ها و خصوصيات آنان اين قدر با پدران و مادران و تركيب مجموعى آنان متفاوت بوده باشد . آيا تاكنون يك فرزند ديده شده است كه تمام اشكال جسمانى و قيافه و خصوصيات جسمانى او نسخهء كاملا مطابق پدر يا مادر بوده باشد همچنين تا كنون در هيچ جامعه اى فرزندى را سراغ نداده‌اند كه از نظر روانى و مغزى و صدها فعاليتها و خصوصيات روانى از همه جهات مانند پدر يا مادر خود بوده باشد . و اگر كسى احتمال بدهد آنچه كه در فرزندان تبلور مىيابد حالت تركيب و تفاعل يافته اى از مختصات عوامل پدران و مادران است ، بايد به اختلاف اوصاف و خصوصيات جسمانى و روانى فرزندان يك پدر و مادر بنگرد كه گاهى شدت اختلاف آنان با يكديگر از اختلاف فرزندان دو خانواده بيشتر است . باضافهء اين كه گاهى بعضى از فرزندان صفت خاص پدر يا مادر خود را به ارث مىبرد ، و فرزند ديگر صفتى ديگر را . و آنگهى اصل اعتقاد به انتقال صفات ارثى از پدر و مادر و سپس تركيب و تفاعل يافتن آنها در فرزندان بعلاوه اين كه مسئله را به مجهول حواله مىكند ، اين مشكل بوجود مىآيد كه چرا گاهى در بعضى از فرزندان فقط اوصاف پدر يا مادر بروز مىكند و در بعضى ديگر از فرزندان همان پدر و مادر اوصاف طرف مقابل بوجود مىآيد . آيا در اين جريان هم تكاپوى تنازع در بقاء حكمفرمائى مىنمايد اگر چنين است ، به چه دليل بعضى از اوصافى كه در پدر يا مادر چند نسل پيش بوده ، پس از چند نسل در فرزندان بروز كرده و دست به فعاليت مىزند آن عامل ارثى در امتداد چند نسل در كجا بوده است چرا پس از بر كنار شدن از صحنهء فعاليت كه بر طبق تنازع در بقاء معلول ضعف بوده است ، بار ديگر آن هم پس از چند نسل وارد ميدان شده به فعاليت مىپردازد دليل سوم - آيا با شناخت همهء اوصاف و خصوصيات جسمانى و روانى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57 | محمد تقي جعفري