عوامل مقاومت در برابر تعليم و تربيتى كه معلمان تجربه ديده و مربيان خيرخواه انجام مىدهند
( 1 ) مقاومت در برابر تعليم و تربيتهاى مفيد و سازنده در دو بعد طبيعى و روحى و جلوگيرى از تأثر پذيرى از آن دو در بازشدن استعدادها مبارزه ايست كه آدمى با خويشتن روا مىدارد . مقاومت در برابر تعليم و تربيتهاى مفيد و سازنده را با نظر به عوامل آن ، مىتوان به انواعى گوناگون تقسيم كرد . از آن جمله :
نوع يكم - مقاومت مستند به عوامل ارثى
اين همان مقاومتى است كه بعضى از دانشمندان علوم انسانى مخصوصا محققانى مطرح مىكنند كه در مسائل مربوط به وراثت و كيفيت و كميت و عوامل آن بحث مىكنند و آن عبارتست از مقاومت مستند به عوامل ارثى .
مىگويند : عامل اصلى عدم تأثير تعليم و تربيتهاى سازنده را بايد در عوامل ارثى جستجو كرد . آنچه كه از مجموع مشاهدات عينى و تجارب اطمينان بخش نتيجه گرفته شده است اينست كه فعاليت عوامل ارثى مانند فعاليت يك علت تامه نيست كه سرنوشت قطعى انسان را تعيين نمايند . اين مدعا را مىتوان با چند دليل اثبات كرد : دليل يكم - عبارتست از اين كه اگر عامل مقاومت در برابر تعليم و و تربيتها عوامل ارثى بود ، نمىبايست كمترين تغييرات و تحولاتى از نسلهاى اوليهء بشرى بوجود بيايد ، در صورتى كه از آغاز نسل بشرى تا به امروز هيچ نسل گذشته اى عين نسل بعد از آن نبوده است .
هامش
( 1 ) مقصود از تعليم و تربيت در اين مباحث ، آن معناى عمومى است كه شامل هرگونه روياروئى با حقايق و واقعياتست كه در زندگى انسان امكان پذير مىگردد ، نه تعليم و تربيت به معناى اصطلاحى خاص آن .