مىنمايند و اشتياق به خيرات و كمالات دارند ولى پس از آنكه شغل سياست را پيشهء خود مىسازند ، مهر و محبت آنان جهت خاصى پيدا مىكند ، آنان كسانى را دوست دارند كه مطابق ميلشان رفتار نمايند و همهء انديشهها و خواستهها و گفتارها و كردارهايشان را تصديق نمايند و بپذيرند . همهء اصول اخلاقى و مذهبى كه در سياستمداران معمولى پيش از تصدى بمقام مديريت وجود داشته است . از ميدان عمل سياستمدار كنار رفته ، اگر به كلى نابود نشوند ، به شكل تماشاگرانى كاملا بيطرف در گوشه اى از مغزشان ايستاده و قدرت وارد شدن به ميدان عمل را ندارند . 2 - سياستمدار حرفه اى پس از اشتغال به سياست ، « من » جديدى پيدا مىكند كه اساسىترين كار آن تبديل « كس » ها به « چيز » ها است . در منطق اين « من تازه » همهء عظمتها و امتيازات و زيباييها و ظرافتهاى آدميان مبدل به اشكال و نمودهاى جمادات مىگردند و هيچگونه تحريكى در درون سياستمدار بوجود نمىآورند . شادى و اندوه و خنده و گريهء اين گروه عجيب و غريب مستند به عوامل و انگيزههاى طبيعى نيست ، زيرا خندهء آنان ممكن است مانند برقى باشد كه براى سوزاندن خرمن جانهاى مردم بروز مىكند . گريهء آنان ممكن است مقدمهء سيل خروشانى براى تباه كردن آباديهاى زندگى مردم بوده باشد . در آن هنگام كه چند سياستمدار حرفه اى در مجمعى نشسته و در بارهء نفوذ و كارهائى كه بايد براى ادامه مقام خود انجام بدهند ، مشغول مذاكره و طرح ريزى مىباشند ، خندهها و وجد و شعف و حتى احساساتى را ابراز مىكنند كه اگر يك انسان ساده لوح و معتدل ، به قيافهها و نمودهاى عضلاتى آنان بنگرد ، مىگويد : به به چه « اخوان الصفا » و چه « خلان الوفائى » ( 1 ) كه پيرامون
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧
هامش
( 1 ) اخوان الصفاء برادرانى كه با كمال مسالمت و صفاى درونى دورهم نشستهاند . خلان الوفاء دوستان و ياران با وفا كه هدفى جز گستردن راه سعادت پيش پاى مردم ندارد . ضمنا مؤلفان كتابى در فلسفه و علوم اين دو نام را براى خود انتخاب كردهاند .