ظرفيت و قدرت بوجود آوردن عكس العملها و نتايج عدالت على بن ابي طالب و ديگر دادگران تاريخ را ندارد . بنا بر اين ، بطور حتم بايد يك روز محاسبه اى وجود داشته باشد كه اين گونه شئون زندگى بشرى را حساب نموده و عكس العملها و نتايج آنها را تحقق ببخشد .
دليل سوم - اشباع نشدن استعدادهاى عالى بشرى در اين دنيا . آدمى در حال كمال اعتدال روانى به خوبى احساس مىكند كه اشتياق شديد دارد به اين كه به فهم و درك همهء جهان هستى نائل شود ، ولى امكان پذير نيست .
اشتياق شديد دارد به اين كه آرزوها و اميدهاى او بطور عموم بر آورده شود ، ولى مىبيند برآورده شدن آرزوها و اميدها بطور عموم امكان ناپذير است .
همچنين اشتياق مؤكد دارد به اين كه همهء احساسات عالى او اشباع شود و اراده هائى كه در درونش موج مىزنند به مقصد برسند ، همهء ابعاد عقل و شعور او به فعليت برسند . اين اشتياقها خيالات و پندارهاى واهى و بىاساس نيست بلكه از اعماق جان او بر مىآيند و لحظاتى او را به خود مشغول مىدارند ، سپس يا به جهت بروز عوامل جبرى زندگى آن امواج در درون او فرو مىنشينند و يا به جهت توجه به امكان ناپذير بودن آن خواستههاى عالى با نوعى از يأس و نوميدى راه خود را پيش مىگيرند . ولى بهر حال اشتياق به امورى كه متذكر شديم ، واقعا جدى است . اگر جهان ديگرى وجود نداشته باشد كه اين اشتياقها عملى شوند ، يعنى اگر بشر يقين داشت كه اين اشتياقهاى او خيالات و اوهام پوچ و باطل است ، در همان دورانهاى ابتدائى زندگى در كرهء خاكى بفراموشى مىسپرد و در درون او پديده هائى بنام آن اشتياقها نمىجوشيد .
دليل چهارم - كه براى خداشناسان داراى اهميت اصلى مىباشد ، بر دو دليل عمده تقسيم مىگردد : الف - حكم عقل قطعى و بديهى كه خداوند حكيم مطلق جهان و انسان را بدون حكمت و علت نيافريده است . مقتضاى فيض الهى او بوجود آمدن خيرات
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٥