نگهدارنده تر از صدق و وفاء نمىدانم ، در حقيقت دو عنصر متلازم تقوى را بيان مىدارد كه خود تقوى از مادهء وقايه به معناى نگهدارى و حراست است ، بنا بر اين كسى كه داراى تقوى است در حقيقت سپرى در برابر عوامل متلاشى كنندهء شخصيت دارد .
4 - و ما يغدر من علم كيف المرجع ( كسى كه بداند سرنوشت نهائى حيات او چيست مكر و حيله نمىكند ) .
آن سرنوشت نهائى حيات كه در انتظار انسان است با حيله پردازى پوچ و تباه مىگردد
اعتقاد به اين كه حيات انسان بر مبناى محاسبهء دقيق استوار است و رشتهء اين محاسبه تا آخرين نفسهاى انسان در جريانست ، هرگز به خود اجازه نمىدهد كه اين محاسبه را مختل و به ضرر ابدى خود تمام كند . دلايل عقلى و منابع اسلامى با كمال صراحت اثبات نموده است كه سرنوشت نهائى حيات آدمى محصولى از مجموع گفتارها و اعمال و انديشهها و نيتها و هدفگيريهاى او است . احتمال اين كه شئون زندگى انسانى با انواع پديده هائى كه دارد ، رو به زوال و نابوديست ، مساوى احتمال اينست كه علتى بوجود بيايد ، ولى معلولى در دنبال خود نداشته باشد . اگر كسى معتقد به سرنوشت نهائى حيات باشد و بداند كه :
يا سبو يا خم مىيا قدح باده كنند
يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود
و بداند كه :
اين جهان كوهست و فعل ما ندا
سوى ما آيد نداها را صدا
و بداند كه : * ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) * ( 1 ) ( هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است ) .
هامش
( 1 ) المدثر آيهء 38 .