تفسير عمومى خطبهء چهل و يكم
2 ، 3 - أيّها النّاس أنّ الوفاء توأم الصّدق و لا أعلم جنّة أوقى منه ( اى مردم ، وفاء همراه صدق است و من سپرى نگهدارنده تر از وفاء [ يا صدق ] نمىبينم ) .
رابطهء مستقيم وفاء و صدق
رابطه ميان وفاء و صدق مستقيم است ، به اين معنى كه صدق معلول وفاء بتعهدها و تقيد به اصول قوانين انسانى است و از جهت ديگر وفاء معلول صدق و صفاء در گفتار و كردار و انديشه و هدف گيريها است . معناى وفاء چنان كه از موارد استعمالات آن بر مىآيد ، بجا آوردن و انجام و تتميم آن مقتضى است كه در مسير « حيات معقول » انسان بوجود آمده است . بعنوان مثال تعهدى كه بسته مىشود ، اين تعهد است كه انجام دادن و بجا آوردن آن را اقتضاء مىكند .
درك و پذيرش يك اصل يا يك قانون ، عمل و پاى بند به آن را اقتضاء مىكند .
عمل به اين اقتضاءها وفا ناميده مىشود .
معناى صدق بطور كلى عبارتست از تطابق گفتار و كردار و تفكرات با واقع . بنا بر اين ، با نظر به اين كه صدق معلول وفاء باشد ، معنايش اينست كه وقتى روحيهء يك انسان آمادهء عمل بر طبق عوامل مقتضى در مسير « حيات