تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
عوامل مؤثر چه از قلمرو طبيعت و چه از ناحيهء عوامل همنوع خود ، دائما در معرض تغييرات و دگرگونىها است و اين تغييرات و دگرگونىها اغلب به جهت عنصر طبيعت گرايى او بسيار قويست ، منجر به لغزش و انحراف از مسير اصلى روح او كه رشد و كمال انسانى است ، مىگردد ، لذا همواره آدمى نيازمند سپرى است كه از تأثير اين عوامل موجب لغزش و انحراف ، او را محفوظ و حركت در مسير اصلى روح او را تأمين و تضمين نمايد . علت احتياج به اين سپر محكم و غير قابل نفوذ ، اينست كه هر لغزش و انحرافى موجب بركنارى و محروميت آدمى از يك يا چند واقعيت مىگردد . و چون عوامل لغزش و انحراف از همه جهات پيرامون آدمى را فرا گرفته است ، و بقول مولوى :
اى هميشه حاجت ما را پناه بار ديگر ما غلط كرديم راه دمبدم وابستهء دام نويم هر يكى گر باز و سيمرغى شويم صد هزاران دام و دانه است اى خدا ما چو مرغان حريص بينوا
در نتيجه مسير آدمى در اين زندگانى از پرتگاه باريكى كشيده است كه دائما در معرض سقوط مىباشد . صدق و وفاء نگهدارندهء آدمى در اين پرتگاه هولناك است كه بناچار بايد در آن حركت كند . در اينجا لازم است كه بيك نكتهء مهم توجه كنيم و آن اينست كه دو كلمهء لغزش و انحراف به جهت كثرت و شيوع استعمالى كه در اطلاعات عمومى ما دارند ، موجب شده است كه ما از دقت لازم و كافى در معناى واقعى و نتايج آنها محروم بمانيم و لذا معمولا نمىدانيم كه معنا و نتيجهء لغزش و انحراف از دستورات الهى و فريادهاى وجدان موجوديت ما را پوچ و در برابر واقعيات محو و نابود مىسازد . بعنوان مثال : وقتى كه خيانت به امانت مىكنيم ، در حقيقت شخصيت خود را بچنگال رذالت مىسپاريم ، اگر ما ارزش و عظمت وفاء و صدق را درك كنيم و عمل به آن دو را جدى بگيريم ، نگهدارنده ترين سپر را در برابر آن چنگالها در اختيار خواهيم داشت . جمله اى كه در كلام امير المؤمنين عليه السلام مىگويد : من سپرى