مىباشد . ولى از آن نظر كه اين مديريت ناشى از جبر طبيعى موجوديت انسانى است با ديگر جانداران تفاوتى ندارد .
نوع انسانى در اين مديريت جبرى كارى با مفاهيم ارزشى و آرمانهاى عالى انسانى ندارد ، چنان كه در مباحث « تعهد - تعين دوم » مشروحا مطرح نموديم . اگر هم به انواعى از ارزشها و اصول انسانى فوق جبر طبيعى معتقد و پاى بند بوده باشد ، به جهت احساس لذت و درك مطلوبيت در خود آنها است ، چنان كه
در جملهء سرور شهيدان راه حق و حقيقت امام حسين عليه السلام ديدهايم كه خطاب به آن درندگان خونخوار آدم نما در دشت كربلا در روز عاشورا فرمودند : إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرار فى دنياكم
( اگر شما از داشتن دين الهى بىبهره و بيمى از معاد نداريد ، اقلا مردم آزاده در زندگى دنيوى خود باشيد ) .
يعنى عمل بيك عده اصول و قواعدى را كه انسانها در ما فوق جبر طبيعى محض پذيرفتهاند ، فراموش نكنيد . شما نژاد عرب هم در برابر ديگر اقوام و ملل دنيا براى خود ، مردانگىهائى داريد ، اصول آن مردانگى را در اين جنگ مراعات نمائيد . اگر چه مديريت در اين زمينه از موجوديت انسانى كه مقدارى اصول و قوانين فوق جبر طبيعى را [ كه اصول عمومى اخلاق نيز ناميده مىشوند ] بالاتر و با ارزشتر از مديريت جبر طبيعى محض حيوانى مىباشد ، ولى از نظر ارزشهاى تكاملى انسانى پايينتر از مديريت انسانى - الهى است كه در حد اعلاى مديريت قرار دارد . بنا بر اين مديريت و حاكميت درونى انسانى بر سه نوع عمده تقسيم مىگردد : 1 - مديريت جبرى طبيعى محض كه در همهء جانداران موجود است ، با اين تفاوت كه چنان كه اشاره كرديم : مديريت درونى انسان به جهت كثرت و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٢