تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
تنوع استعدادها و نيروهائى كه دارد ، گسترده تر و عميقتر و ظريفتر و پيچيده تر از ديگر جانداران مىباشد . بعنوان مثال : آدمى در مديريت جبرى طبيعى خود مىتواند قدم به ما فوق كهكشانها بگذارد ، ولى يك جاندار ضعيف مانند مورچه فقط آشيانه و چند متر دور تر از آن را مىشناسد و فاصلهء بيش از دو متر را نمىتواند طى كند . با اين حال قدم گذاشتن به ما فوق كهكشانها در صورتى كه فقط بانگيزگى اشباع خود طبيعى در گسترش بر پهنهء طبيعت باشد ، هيچ تفاوتى با حركت مورچه در دو مترى لانهء محقرش ندارد ، زيرا هر دو حركت ناشى از جبر طبيعى محض است . 2 - مديريت جبرى مخلوط با مقدارى از اصول فوق جبر طبيعى بنام اصول آرمانى ، اخلاقى انسانى ، مسلم است كه اين مديريت با عظمتتر و نزديكتر به منطقهء ارزشهاى عالى انسانى از مديريت جبرى طبيعى محض است ، ولى پاسخگوى همهء ابعاد و استعدادهاى فطرى انسانى نيست . 3 - مديريت انسانى - الهى ، اين مديريت عاليترين و با ارزشترين مديريتى است كه انسانها مىتوانند در موجوديت طبيعى و روانى خود داشته باشند . انگيزه و هدف اصلى انسان در اين مديريت ، تحقق بخشيدن به همهء استعدادهاى فطرى و ذاتى خويش است كه با قطع نظر از وابستگى آنها به كمال برين ، به فعليت و بارورى نهائى نمىرسند . انسان تنها با اين مديريت است كه به حد نصاب شناخت و حركت نائل مىگردد . او با اين مديريت است كه با جهان هستى مانند يك آشيانهء پروندهء استعدادها آشنا مىشود . يكى از اساسىترين كارها كه اين مديريت انجام مىدهد درك و پذيرش احترام ذات و محبت بر انسانها است كه آن دو را از احساسات ابتدائى و خام بالاتر برده و به درجهء عالى معقول مىرساند . و بالجملهء اين مديريت است كه آدمى را در مسير « حيات معقول » موصوف به نمونه اى از صفات كمال برين يعنى خداوند يكتا مىنمايد .