بر مردم فقط از ديدگاه اسلام مىتواند مطابق منطق واقع بينى تلقى شود ، نه از ديدگاه افراطيون شعار پرداز و تفريطيون بدبين و غوطه ور در ظلمات جهل و نكبت . پس بايد بگوئيم : سند و دليل اصالت مشورت در مكتب اسلام هم عقل است كه حجت خداوندى است و هم نقل است كه از حجج بيرونى الهى صادر شده است . بنا بر اين محصول يك مشورت صحيح با اجتماع شرايط پنجگانه كه گفتيم ، از ديدگاه اسلام ، بايد مورد پيروى قرار بگيرد ، اينست قانون . از طرف ديگر مىدانيم كه آراء مردم هر چند كه پاك و مبرا از آلودگيها باشد ، بالاخره از اشتباه و خطا مصون نمىباشد ، زيرا سالم ماندن عقول و مشاعر مردم از خصوصيتهاى موضعگيرى و فهم شخصى و تأثرات ثابت درونى آن چنان عموميت ندارد كه هر مجموعه اى از آراى چند نفر حتى مجموعه اى از اكثريت آراى يك جامعه مطابق واقعيتى باشد كه مورد هدفگيرى قرار گرفته است ، مگر بطور استثنائى كه نمىتواند بازگو كنندهء يك اصل عمومى قابل پذيرش همگانى بوده باشد . اين جمله را به ياد داريم كه يكى از متفكرين مغرب زمين كه ساليان عمرش را انسان ، انسان ، انسان گفته است ، مىگويد : « برخوردارى از عقل سالم موضوعى كاملا نسبى است ، افراد بسيار معدودى كاملا از عقل سليم برخوردارند ، تقريبا هر كس زوايائى دارد كه در آن زوايا داراى جنون است » ( 1 ) . اين عبارت را هم از آلفرد نورث و ايتهد ملاحظه فرمائيد : « طبيعت بشرى آن چنان گره خورده است كه ارزش آن برنامه كه روى كاغذ براى تنظيم اجتماع نوشته مىشود ، در نزد مرد حاكم ، با ارزش همان كاغذ باطل شده هم مساوى نيست » ( 2 ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٤
هامش
( 1 ) برتراند راسل افكار خود را بيان مىدارد ، نقل از توضيح و بررسى همين كتاب ص 141
( 2 ) ماجراها و نفوذ ايدهها ص 31 .