با اخلاص مطرح نمايد ، به آن حقيقت خواهد رسيد . بعنوان نمونه : اغلب پژوهشگران در فلسفهء حاكميت و قراردادهاى اجتماعى از طرز تفكرات ژان ژاك روسو اطلاع دارند و مىدانند كه اين شخصيت با اين كه در ضرورت و لزوم حكومت و اجتماع مبنى بر دموكراسى داد سخن داده و دلايل متقن و روشنى را براى اثبات مدعاهاى خود آورده است . اين متفكر بالاخره به اين نتيجه مىرسد كه « براى كشف بهترين قوانين كه به درد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ، ولى خود هيچ حس نكند . با طبيعت رابطه اى نداشته باشد ولى كاملا آن را بشناسد ، سعادت او مربوط به ما نباشد ولى حاضر شود به سعادت ما كمك كند . . . سپس مىگويد : بنا بر آنچه گفته شد ، فقط خدايان مىتوانند چنان كه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند ( 1 ) . » البته كاملا روشن است كه منظور روسو از خدايان ، نمايندگان خدا در روى زمين مىباشد كه در اصطلاح اديان پيامبر ناميده ميشوند ، زيرا روسو مردى است مسيحى و يكتاپرست . و در جاى ديگر مىگويد : روح بزرگ قانون نويس تنها معجزه ايست كه مىتواند ماموريت آسمانى او را به خلق اثبات نمايد ( 2 ) « تفاوت مهمى كه گفتهء روسو با افلاطون دارد ، در اينست كه افلاطون براى زمامدار شرايطى را لازم ميداند كه مجموع آنها را روسو در الهى بودن انسان قانونگذار كه كشف از وجود بعد الهى در قانونگذار مىنمايد مىپذيرد . به نظر مىرسد كه با توجه دقيق در طرز تفكرات هر دو شخصيت مزبور به حقيقتى خواهيم رسيد كه در مكتب اسلام مقرر شده است : اين حقيقت عبارتست از مشروط بودن قانونگذار به داشتن بعد الهى كه پيامبر اسلام و پيشوايان الهى بنام أئمهء معصومين از اين شرط برخوردار بودهاند ، با اين تفاوت كه رابطهء پيامبر با خدا بوسيلهء وحى مستقيم بوده و رابطهء ائمه با خدا بوسيلهء تخلق به اخلاق اللَّه و عصمت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٢
هامش
( 1 ) قرارداد اجتماعى تأليف ژان ژاك روسو ترجمهء آقاى غلامحسين زيرك زاده ص 81 .
( 2 ) همان مأخذ ص 86 .