پاك آنان و پيامبران عظام ، وسايل حاكميت خداوندى هستند ، چنان كه عقل و انديشه و هوش و نبوغ و قلب با صدها فعاليتى كه دارد وسايل فعاليت « من » مىباشد . پس در حقيقت منظور از حاكميت خداوندى ، بروز و ظهور ارادهء خدا بوسيلهء پيامبران و عقول و وجدانهاى سليم در جوامع بشرى و اجراى آن بوسيلهء خود انسانها است . مانند حركت عضلانى انسان با بوجود آمدن اراده از « من » كه مديريت و توجيه موجوديت آدمى را در اختيار دارد . آيا مىتوان امكان نفوذ و به فعليت آمدن حاكميت خداوندى را بدينگونه كه طرح نموديم ، پذيرفت بلى ، براى اثبات اين مدعا مىتوانيم دلايل زير را مورد توجه قرار بدهيم : 1 - هيچگونه جاى ترديد نيست كه با قطع نظر از ياوه گويان قدرت پرست و عشاق مكتب ماكياولى و آتش افروزان تنازع در بقاء كوششها و تلاشهاى صميمانهء رهبران قلمرو معرفت و پيشتازان انسانى جوامع چه در قلمرو اقتصاد و چه در قلمرو سياست و فرهنگ و اهداف و آرمانهاى تعليم و تربيت همه و همه در اين راه مصرف مىشود كه آنچه را كه واقعا به حال بشر سودمند است كشف و در اختيار انسانها قرار بدهند و از اين راه سعادت بشرى را تأمين نمايند . اسناد اين پديدهء مقدس به خداوند و حاكميت او بر انسانها در قرآن مجيد چنين گوشزد شده است : * ( أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ ) * ( 1 ) ( اما كفهاى ناپايدار پوچ ميشوند و از بين مىروند و اما آنچه كه به حال مردم سودمند است ، در روى زمين پايدار مىماند ) . اينست نوع حاكميت خداوندى بر مردم از مجراى قوانين هستى ، اما حاكميت تشريعى خداوند بر مردم همان است كه در آيهء 25 از سورهء الحديد آمده است : * ( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ ) *
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٩
هامش
( 1 ) الرعد آيه 17 .