چنين است كه خداوند متعال بذرهاى خير و كمال را در نهاد انسانها كاشته و بوسيلهء عقل و وجدان و پيامبران عظام ، رويانيدن و به فعليت رساندن آن بذرها را از انسانها مىخواهد . 3 - همهء ما مىدانيم كه گروهى از پيشتازان معرفت بشرى از اين حقيقت كه زمامداران بايد از حكماى راستين بوده باشند بطور جدى طرفدارى كردهاند . از چشمگيرترين پيشتازانى كه اين حقيقت را مطرح كردهاند ، افلاطون الهى است كه در كتاب « جمهوريت » در گفتگوئى ميان سقراط و غلوكون چنين مىگويد : س - ما ميان فلاسفهء حقيقى و دجالهاى فيلسوف نما فرق گذاشتهايم - روشن است كه گروه اول ( فلاسفه حقيقى ) هستند كه بايد به حكومت و زمامدارى انتخاب شوند . اكنون مقدارى از امتيازات فلسفهء حقيقى را بيان مىكنيم : 1 - رغبت و تمايل شعله ور براى شناخت همهء واقعيات اصيل . 2 - عداوت و خصومت با دروغ و محبت حقيقى به صدق و خلوص . 3 - پست شمردن لذات جسمانى . 4 - بىاعتنائى به مال و ثروت . 5 - علو ادراكات و آزادى انديشه . 6 - عدالت و اخلاق لطيف . 7 - سرعت انتقال در خاطرات و قدرت و يادآورى محفوظات . 8 - فطرت منظم و قانونى . ( 1 ) اگر ما در اين اوصاف بسيار عالى انسانى كه براى زمامدار شرط اساسى مىباشند ، دقت كنيم ، خواهيم ديد حاكميت چنين اشخاص در حقيقت ، حاكميت نمايندگان خداوندى در روى زمين است . اين يك نظريهء فرسوده در گذرگاه قرون و اعصار نيست ، بلكه حقيقتى است كه براى هر محقق روشنفكر و روشن ضمير ( نه تحقيق فروشان حرفه اى ) كه مسئلهء حاكميت را جدى و همه جانبه و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣١
هامش
( 1 ) - جمهوريت - افلاطون - ترجمهء حنا خباز ، ص 152 .