ليك قسم متقى زين تون صفاست
ز ان كه در گرمابه است و در تقاست
اغنياء مانندهء سرگين كشان
بهر آتش كردن گرمابه دان
اندر ايشان حرص بنهاده خدا
تا بود گرمابه گرم و با نوا
اين ابيات عين مضامينى است كه امير المؤمنين عليه السلام در جملات مورد تفسير فرموده است . البته پايدارى حكومت زمامداران بىايمان بستگى به اين دارد كه قوانين و اصول حيات اجتماعى و مديريت آن را بپذيرند و مطابق آنها عمل كنند و در صورت ظلم و تعدى در جامعه همان ضرورت طبيعى كه حكومت آنانرا پىريزى كرده بود ، دمار از روزگارشان بر مىآورد و از بين مىروند .
اين يك ضرورت طبيعى بوده و داخل منطقهء ارزشها نمىباشد . بدان جهت كه مسئلهء حكومت اسلامى بارها در نهج البلاغه مطرح شده است ، لذا در اينجا يك بحث نسبتا مشروح را در اين مسئله مطرح مىنمائيم :
توضيحى در بارهء حاكميت خداوندى و سازگارى آن با حكومت مردم بر مردم
نخست چند كلمه بايد در تحليل اين شعار بسيار جالب ( حكومت مردم بر مردم ) مطرح كنيم . آيا محتواى اين شعار تا كنون حتى در يك جامعه از جوامع بشرى تحقق عينى يافته است شايد خوش بنيان و سطح نگرانى وجود داشته باشند كه به اين سؤال پاسخ مثبت بدهند و كسانى هم پيدا شوند كه با كمال بدبينى ناشى از سطحنگرى جواب منفى به اين سؤال بدهند . ما از اين دو افراط گرى و تفريط گرى صرف نظر نموده ، واقعيت مسئله را براى تحليل در نظر مىگيريم : در طول تاريخ در هيچ جامعه اى اتفاق نيفتاده است كه همهء افراد و گروههاى آن بطور عموم كه شامل نادانها و دانايان و احمقها و خردمندان و كوچك و بزرگ و با شخصيت و بىشخصيت مىباشد ، در يك محل جمع شوند و بدون تأثر از عوامل محيطى و اجتماعى و نفوذ شخصيتها و قدرتمندان قوانينى را