فإلى النّار ( 1 ) . ( سوگند به خدا ، اگر در هنگام روياروئى با دشمن اميد شهادت نداشتم - اگر روياروئى با دشمن براى من مقدر بود - مركبم را حاضر نموده و به آن سوار مىشدم و سپس از شما جدا مىگشتم ، و تا باد جنوب و شمال مىوزد . ( براى هميشه ) شما را نمىخواستم . هيچ بىنيازى در كثرت و انبوه عدد شما با ناچيز بودن هماهنگى و دلهايتان وجود ندارد . من شما را به آن طريق روشن ارشاد كردم كه در آن طريق هيچ كس هلاك نمىشود ، مگر اين كه فساد و تباهى او هلاكتش را ايجاب نمايد ، هر كس در اين راه استقامت ورزيد ، مقصد نهائيش بهشت است و هر كس كه از آن راه لغزيد و منحرف شد ، منزلگه نهائيش دوزخ است ) . به اميد عبور از پل مرگ كه در پيش رو دارم ، ديدن قيافههاى رو به ناحق شما را تحمل ميكنم . انبوه جمعيت بىآرمان انسانى شما بچه كار آيد . 54 - تاللَّه لقد علمت تبليغ الرّسالات و إتمام العدات و تمام الكلمات و عندنا اهل البيت ابواب الحكم و ضياء الأمر ( 2 ) ( سوگند به خدا ، من تبليغ رسالتها و وفاء به وعدهها و همهء كلمات را دانستهام [ يا به من تعليم شده است ] و همهء ابواب حكمتها و روشنائى امر الهى در نزد ما اهل بيت است ) . رسالتهاى الهى و كلمات ربانى را دانستم و عمل كردم ، شما با اين كه مىدانيد انواع حكمتها و نور امر الهى در نزد ما اهل بيت است بكجا مىرويد 55 - اما و اللَّه لو انّى حين امرتكم بما أمرتكم به حملتكم على المكروه الَّذى يجعل اللَّه فيه خيرا فإن استقمتم هديتكم و ان اعوججتم قوّمتكم و إن ابيتم تداركتم لكانت الوثقى و لكن به من و الى من اريد ان اداوى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٠
هامش
( 1 ) خطبهء 117 ص 231 و 232 .
( 2 ) خطبهء 118 ص 232 .