تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

نمانيد كه هلاك مىگرديد ) . راه روشن رستگارى بسوى خداوند مانند رگهء الماس از پيچاپيچ انبوه ذغال سنگ كشيده شده است ، بدينجهت است كه براى رهروان راه حق و حقيقت آگاهى دائمى لازم است كه هر لحظه اى موقعيت حساس خود را درك نموده از عهدهء وظيفه همان موقعيت به خوبى برآيند . آن گاه امير المؤمنين اشاره به اين اصل سازنده مىنمايد كه پيشتازان اين راه اهل بيت پيامبر است كه هرگز پيروان خود را از هدايت بر كنار نمىكنند زيرا فقط آنان هستند كه با اتصال به منبع وحى ، عظمت و ارزش انسان و ضرورت هدايت او را مىدانند . 46 - الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنّتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك ( 1 ) ( خداى من ، ترانه از ترس آتشت عبادت كرده‌ام و نه به جهت طمع در بهشتت ، بلكه ترا شايستهء عبادت ديده و پرستيده‌ام ) . اينست مقتضاى بندگى حقيقى كه عبادت و انجام تكليف آدمى فراتر از مجراى معامله و سوداگرى صورت بگيرد . در حقيقت شكوفائى و ابتهاج ابعاد حقيقى انسان وابسته به احترام تكليف است ، فقط بدانجهت كه مقتضاى ذات انسانى او در برابر قانونگذار اعظم مىباشد . 47 - و قد سأله ذعلب اليمانى : فقال : هل رأيت ربّك يا امير المؤمنين فقال عليه السّلام : أفا عبد ما لا ارى فقال : فكيف تراه فقال : لا تدركه العيون بمشاهدة العيان و لكن تدركه القلوب بحقايق الإيمان ( 2 ) ( ذعلب يمانى از آن حضرت پرسيد : آيا پروردگارت را ديده اى فرمود : آيا عبادت ميكنم كسى را كه نديده باشم ذعلب پرسيد : چگونه مىبينى خدا را حضرت فرمود : ديدگان آدمى او را با مشاهدهء عينى نمىبيند ،

هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى ج 1 ص 80 .
( 2 ) ج 2 خطبهء 177 ص 120 .