قد تنكَّرت و اعلموا ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم و لم اصغ الى قول القائل و عتب العاتب و ان تركتمونى فأنا كأحدكم و لعلَّى اسمعكم و أطوعكم لمن ولَّيتموه امركم و انا لكم وزيرا خير لكم منّى اميرا ( 1 ) ( مرا رها كنيد و كس ديگرى را بدست بياوريد . زيرا ما رو به وضعيتى پيش مىرويم كه داراى وجوه و رنگهاى گوناگون است و هر دلى در مقابل آنها نمىتواند مقاومت بياورد و هر عقلى قدرت . پايدارى در برابر آنها را ندارد . بدانيد كه آفاق جامعهء كنونى تيره و راهى كه در پيش است ابهام انگيز است و بدانيد كه اگر در خواست شما را براى پذيرش زمامدارى پذيرفتم بدون اين كه گوش به حرف منحرفين و توبيخ كنندگان بدهم ، راه خود را خواهم رفت و اگر مرا به حال خودم رهاكنيد ، من يكى از شما خواهم بود و شايد شنواترين و مطيعترين همهء شما باشم . من براى وزيرى بر امثال شما بهتر از زمامدارى مىباشم ) . براى مردم بىپروا يك زمامدار بىپروا لازم است ، مردمى كه نخواهند راه رشد را پيش بگيرند . 42 - امّا بعد ايّها النّاس فانا فقأت عين الفتنة و لم تكن ليجرؤ عليها أحد غيرى بعد ان ماج غيهبها و اشتدّ كلبها ( 2 ) ( پس از حمد و ثناى خداوندى . اى مردم من بودم كه چشم فتنه را كندم ( بر فتنه پيروز شد ) و در آن هنگام كه تاريكى فتنه موج زد و درد بيدرمان آن شدت گرفت ، كسى جز من جرئت نمىكرد كه وارد چنين كارى شود . كمى به خود بيائيد و خوب بينديشيد ، آيا جز من كسى را خواهيد يافت كه با آشوبگريهاى مخرب مبارزه نمايد و آنها را پيش از آنكه جامعه را به تباهى بكشد ، ريشه كن نمايد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٢
هامش
( 1 ) خطبهء 90 ص 182 .
( 2 ) خطبهء 91 ص 183 .