تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

عاص فرزند زن زناكار بر اهل شام چنين تلقين مىكند كه من مردى شوخ طبع و بازيگرم ، با مردم به شوخى مىپردازم و با آنان با مزاح رفتار مىكنم . اين فرزند زن زانيه باطل مىگويد و در گفتارش مرتكب گناه مىگردد ) . بگذاريد اين فرزند زن نابكار هم سخنى بگويد مىگويد : من مرد شوخ هستم اين عاشق بيقرار باطل و دشمن ديرينهء حق ، نمىتواند سخنى جز باطل بگويد و دهان براى غير گناه باز كند . آيا من و شوخى سبكسرانه با اين كه جدى بودن جهان هستى و همهء رويدادهاى زندگى را بهتر از همه مىدانم . 40 - و اعذروا من لا حجّة لكم عليه و انا هو ، الم اعمل فيكم بالثّقل الأكبر و أترك فيكم الثّقل الأصغر . قد ركزت فيكم راية الإيمان و وقفتكم على حدود الحلال و الحرام و ألبستكم العافية من عدلى و فرشتكم المعروف من قولى و فعلى و اريتكم كرائم الأخلاق من نفسى ( 1 ) ( انصاف بدهيد در بارهء كسى كه حجتى عليه او نداريد و آن شخص منم . آيا من در ميان شما به ثقل اكبر ( قرآن ) عمل نكردم و ثقل اصغر را ( كه عترت معصوم پيامبر است ) براى راهنمائى در ميان شما آماده نكردم . پرچم ايمان در ميان شما زدم و شما را بر حدود حلال و حرام آگاه ساختم و از عدالتم لباس عافيت بر شما پوشانيدم و نيكوئىها را از گفتار و كردارم براى شما گستردم و عظمتهاى اخلاق را از شخصيت خودم بر شما نشان دادم ) . در بارهء ارتباطاتى كه با من داريد و حق گرايى محضى كه در من سراغ داريد در فكر عذر مخالفت با من باشيد و بدانيد كه هيچ عذرى نداريد . 41 - دعونى و التمسوا غيرى فإنّا مستقبلون امرا له وجوه و ألوان لا تقوم له القلوب و لا تثبت عليه العقول و أن الآفاق قد أغامت و المحجّة

هامش
( 1 ) خطبهء 85 ص 153 .