تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

31 - أمّا قولكم : اكلّ ذلك كراهيّة الموت فو اللَّه ما ابالى ادخلت الى الموت او خرج الموت الىّ ( 1 ) ( اما اين كه مىگوئيد : آيا همهء اين ملاطفتها به جهت بيم از مرگ است نه هرگز ، سوگند به خدا ، هيچ باكى ندارم كه من به استقبال مرگ بروم يا مرگ بر من وارد بشود ) . شگفتا مرا از مرگ مىترسانند ، آيا مىتوان عاشق را با وصول به معشوقش و راهرو را با رسيدن به مقصدش تهديد كرد 32 - فو اللَّه ما دفعت الحرب يوما الَّا و انا اطمع ان تلحق بىطائفة فتهتدى بى و تعشو الى ضوئى و ذلك احبّ الىّ من ان اقتلها على ضلالها و إن كانت تبوء بأثامها ( 2 ) ( سوگند به خدا ، من جنگ را يك روز بتأخير نينداخته‌ام مگر به جهت علاقه به اين كه گروهى بر من ملحق شوند و بوسيلهء من هدايت شوند و بروشنائى من بينا گردند و اين تأخير براى من بهتر از آنست كه تبهكار را در حال گمراهيش بكشم اگر چه بگناهان خود برگردد ) . جنگ و پيكار براى من يك حرفهء محبوب نيست ، من تا آنجا كه بتوانم مردم را به شعاع فروغ الهىام نزديكتر سازم ، از حركت دادن به شمشير خوددارى خواهم كرد . 33 - الا و انّه سيأمركم بسبىّ و البراءة منّى . امّا السّبّ فسبّونى فانّه لى زكات و لكم نجاة و امّا البراءة فلا تتبرّؤا منّى فانّى ولدت على الفطرة و سبقت الى الايمان و الهجرة ( 3 ) ( آن مرد تبهكار شما را به دشنام دادن به من و بيزارى از من دستور خواهد داد . باكى نيست به من دشنام بدهيد ، زيرا دشنام تزكيه ايست براى من و رهائى از چنگال ستمكاران است براى شما ، ولى از من بيزارى مجوئيد ، زيرا من بر فطرت توحيد و اسلام زائيده شده‌ام و بر ايمان

هامش
( 1 ) خطبهء 55 ص 99 .
( 2 ) خطبهء 55 ص 99 و 100 .
( 3 ) خطبهء 57 ص 101 .