آورده است . مثلا كسى كه به جهت خود باختن در برابر تمايلات و هوى و هوسها آمادهء گمراهى و انحراف است ، قوانين حاكمهء در جهان هستى كه جلوه گاه مشيت او است ، مورد بهره بردارى گمراه و منحرف در راهى كه پيش گرفته است ، خواهد بود . همينطور كسانى كه مىخواهند در اين دنيا به خيرات و كمالات برسند و در اين راه دست به تلاش و گذشت و فداكارى مىزنند ، قوانين حاكمه در جهان هستى مورد بهره بردارى اين جويندگان خيرات و كمالات قرار خواهد گرفت .
نتيجهء سوم - آيه شمارهء 5 دعوت به راه خدا را كه از حقايق و واقعيات عبور مىكند ، بوسيلهء سه نوع ابراز حقيقت بيان مىكند : نوع يكم - حكمت ، و چنان كه در همين مبحث ملاحظه كرديم ، عاليترين معرفت و آشنائى با واقعيات حكمت است . دعوت بوسيلهء حكمت براى كسانى مؤثر است كه از منطق و خرد و عشق به واقعيات برخوردار باشند و حد اقل اين آگاهى را داشته باشند كه دليل و برهان صحيح واقعيتها را نشان مىدهد و صميميت و صدق گفتار و انديشهء دعوت كننده بوسيلهء حكمت ، مشعلى پر فروغ فرا راه جويندهء واقعياتست .
نوع دوم - پند و ارشاد نيكو ، كسانى كه توانائى درك حكيمانهء حقايق را ندارند ، از اين نوع دعوت برخوردار مىگردند . مسلم است كه پند دهنده و ارشاد كننده بايد از آگاهى به آن چه كه مىخواهد بعنوان پند و ارشاد براى مردم عرضه كند ، برخوردار باشد و خود از عدالت و تقواى ارشاد و وعظ بهره مند باشد .
نوع سوم - جدل بطريق احسن ، نه براى محكوم ساختن طرف و بدست آوردن پيروزى كه متأسفانه در جدلبازيهاى معمولى ديده مىشود و نه با هر وسيله اى كه پيروزى جدل كننده را تضمين نمايد ، اگر چه بر حق نباشد . و مىتوان گفت : اين گونه جدل در حقيقت همان اثبات مدعا با برهان و دليل روشن است ، زيرا مقصود از جدل بطريق احسن محكوميت محض و پيروزى محض نيست ، بلكه روشن شدن واقعيت است كه « حيات معقول » آدمى را تأمين نمايد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٤٠