33 و فاطر آيهء 8 و غافر آيه 37 و الفتح آيهء 12 .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتيجه يكم - بارقههاى موقت و محدود سراغ همهء انسانها را كه هنوز به كلى در ظلمات كفر و انحراف تباه نشدهاند ، مىگيرند . اين بارقهها همانطور كه در آيهء قرآنى مىبينيم نوعى روشنائى بر پيرامون انسان ميندازند و سپس در ظلمتكدهء درون آلوده به هوى و هوس و لجاجت بازى و تعصبهاى كوركورانه و خود خواهىها خاموش ميشوند . اين خاموشى اسف انگيز نه از روى بخل و مضايقهء خداوندى است - آن خداوندى كه فياض على الاطلاق بوده ، و اصل مبناى هستى بر فيض او استوار است ، بلكه از روى اعراض و انحراف خود انسان از منبع نور است . تابش بارقهها در انسانهاى معتدل و آمادهء پذيرش اعجاز آميز است ، زيرا با اهميتترين و با ارزش ترين عوامل پيشرفت مادى و معنوى انسانها مربوط به همين بارقهها است كه اساسىترين شرط بروز آنها با اهميت تلقى كردن موضوعى است كه بارقه آن را روشن مىسازد . بايد اين اهميت هم حياتى تلقى شود و هم همراه با حد اكثر كوشش و تلاش باشد و هم درون انسان پاك و منزه از آلودگيها باشد . با وجود اين شرايط ، چنان نيست كه هر بارقه اى كه بوجود آمد ، استمرار پيدا كند و هر نتيجه اى كه مطلوب انسان است كامل و صد در صد حاصل شود :
بس ستارهء آتش از آهن جهيد
اين دل سوزيده پذيرفت و كشيد
ليك در ظلمت يكى دزدى نهان
مىنهد انگشت بر استارگان
مىكشد استارگان را يك به يك
تا نيفروزد چراغى بر فلك
با اين حال با وجود شرايط مزبور هر چند كه كم و كيف بارقهها محدود باشد ، باز قطعا مفيد و سازنده خواهد بود و چنين مىنمايد كه هر اندازه كه به شرايط مزبور و خود بارقه بيشتر اهميت داده شود ، عظمت و دوام بارقه ها