انكار و لجاجت در برابر عوامل شناخت
مهم آن نيست كه آدمى آنچه را كه نمىداند انكار كند ، مهم آن نيست كه انسان تحت تأثير شرايطى معين آفتاب و روشنائى آن را منكر شود . اين انكارها و لجاجت فرعى است و حتى اميد آن مىرود كه روزى جهلش مبدل به علم شود و آن شرايط معين كه موجب انكار آفتاب و روشنائى آن گشته است از بين برود . آنچه كه مهم است ، اينست كه آدمى در صدد انكار خويشتن بر نيايد و با خويشتن به لجاجت برنخيزد . بيمارى انكار خويشتن و مبارزهء بى امان با خود ، هيچ حقيقت و واقعيتى را نمىتواند بپذيرد . زيرا پذيرش هر چيزى فرع آنست كه انسان از پذيرش خويشتن برخوردار باشد . آيات قرآنى مربوط به علل و عواقب انكار حقيقت در موارد متعدد آمده است . از آن جمله : * ( 1 - قَدْ نَعْلَمُ إِنَّه لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ الله يَجْحَدُونَ ) * ( 1 ) ( قطعا ما مىدانيم آنچه كه مىگويند ، ترا اندوهگين مىسازد آنان ترا تكذيب نمىكنند ، بلكه ستمكاران آيات الهى را انكار مىنمايند )