تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
در آورند و باز ديرى نخواهد گذشت كه ميكربها آنانرا از بين خواهند برد « تصميم و كار جلادانهء خود را مىآراست آرايشگران زندگى بى بنياد حتى مىتوانند تناقضات در گفتار و كردار خود را هم با آرايشهائى از قبيل » در آن موقع شرايط چنين بود « بيارايند و به ساده لوحان بشرى تحويل دهند و آنانرا وادار به باور نمايند . شگفت انگيز اين كه همين باور مردم ساده لوح را هم دليل حقانيت خود تلقى كنند . آن گاه كيست كه به اينان اعتراض نموده و بگويد :
سعيكم شتى تناقض اندريد روز مىدوزيد و شب بر مىدريد
مولوى

انكار و لجاجت در برابر عوامل شناخت

مهم آن نيست كه آدمى آنچه را كه نمىداند انكار كند ، مهم آن نيست كه انسان تحت تأثير شرايطى معين آفتاب و روشنائى آن را منكر شود . اين انكارها و لجاجت فرعى است و حتى اميد آن مىرود كه روزى جهلش مبدل به علم شود و آن شرايط معين كه موجب انكار آفتاب و روشنائى آن گشته است از بين برود . آنچه كه مهم است ، اينست كه آدمى در صدد انكار خويشتن بر نيايد و با خويشتن به لجاجت برنخيزد . بيمارى انكار خويشتن و مبارزهء بى امان با خود ، هيچ حقيقت و واقعيتى را نمىتواند بپذيرد . زيرا پذيرش هر چيزى فرع آنست كه انسان از پذيرش خويشتن برخوردار باشد . آيات قرآنى مربوط به علل و عواقب انكار حقيقت در موارد متعدد آمده است . از آن جمله : * ( 1 - قَدْ نَعْلَمُ إِنَّه لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ الله يَجْحَدُونَ ) * ( 1 ) ( قطعا ما مىدانيم آنچه كه مىگويند ، ترا اندوهگين مىسازد آنان ترا تكذيب نمىكنند ، بلكه ستمكاران آيات الهى را انكار مىنمايند )

هامش
( 1 ) الانعام آيهء 33