آنانرا بشنواند ، روگردان شده و اعراض ميكنند ) . 4 - * ( وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً ) * ( 1 ) ( و هنگامى كه قرآن را ميخوانى ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند حجاب پوشاننده اى قرار مىدهيم ) . * ( 5 - وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّه فَأَعْرَضَ عَنْها وَنَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداه إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوه وَفِي آذانِهِمْ وَقْراً وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً ) * ( 2 ) ( و كيست ستمكارتر از كسى كه آيات پروردگارش را به يادش آوردند ، او از آن آيات اعراض نموده و آن اعمالى را كه بجا آورده بفراموشى سپرد . ما بر دلهاى آنان پردهها زديم كه از فهم محروم شدند ، و در گوشهاى آنان سنگينى قرار داديم و اگر آنان را بسوى هدايت بخوانى ، هرگز هدايت را نخواهند پذيرفت ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٥
نتيجهء يكم - انسانها بايد بدانند كه جريان قانون الهى همچنان كه در جهان برونى حكمفرما است ، در درون انسانها نيز بدون استثناء حكومت مطلقه دارد . چنان كه در جهان برونى هر علتى معلولى را بوجود مىآورد ، همچنان درون آدميان نيز محكوم اين قانون است . وجدان انسان آن عامل فعال است كه بدون توقف و تحت تأثير قرار گرفتن در برابر تمايلات ، وظيفهء خود را كه عبارتست از راهنمائى و داورى و غير ذلك انجام مىدهد . ترجيح تمايلات و غوطه ور شدن در شهوات و خود خواهىها عللى هستند كه سقوط وجدان را از فعاليت بعنوان معلول بدنبال خود خواهد آورد . سقوط وجدان از فعاليت به جهت سركوبى آن ، مانند باز ماندن عقل از فعاليت در صورت بى اعتنائى به
هامش
( 1 ) الاسراء آيه 45 .
( 2 ) الكهف آيهء 51 .