تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
آن ، مواردى از همان قانون عليت است كه در همهء اجزاء و روابط جهان هستى حكمفرما است . بنا بر اين ختم بر دلها كه عبارتست از مهر كردن و خاتمه دادن به فعاليتهاى آنها است ، همان محروميت اختيارى از درك و شناخت است كه مردم تبهكار در خود بوجود مىآورند .
در چهى افتاده كان را غور نيست آن گناه اوست جبر و جور نيست در چهى افكنده او خود را كه من در خور قعرش نمىيابم رسن
مولوى نتيجه دوم - تكبر و خود پرستى و خود نمائى همان فرو رفتن در لجن است كه بينائى درونى و برونى را از ديدن آيات الهى محروم مىسازد . اين كه مىبينيم اشخاصى پيدا مىشوند كه هست را نيست و نيست را هست و ظلم را قانون و عدالت را ناتوانى و فرو رفتن در صندوق دركهاى انعكاسى محض را جهان بينى و درك و شناختهاى عالى را خيالات و حقيقت طلبى را عجز و لذت يا بى را موفقيت در زندگى مىنامند ، علتى جز اين ندارد كه اينان بيرون آمدن از خود و پا گذاشتن روى كبر و نخوت را تحمل نمىكنند و مىترسند كه اگر چشم به بالاتر از ديدگاه محدود خود بيندازند و تصميم به وصول به واقعيات ما فوق لذت بگيرند ، معدوم خواهند گشت و نمىدانند كه همين گسترش ديدگاه و تصميم وصول به واقعيات آغاز گسترش وجود آنان در قلمرو هستى مىباشند . نتيجه سوم - در آن هنگام كه نور ايمان به حق و حقيقت در درون يك انسان خاموش مىگردد ، در حقيقت روشنائى هر واقعيتى خاموش مىگردد ، لذا هر واقعيت و حقيقتى كه حتى با روشنترين چهرهء خود از جلو ديدگان او عبور كند و با رساترين صدا و آشكارترين كلمات به گوش او طنين انداز شود ، حجاب تاريكى كه او ميان خود و حق و حقيقت زده است ، نخواهد گذاشت كمترين سودى از آن ببرد . همهء ما مشاهده مىكنيم كه همهء لحظات جهان هستى در مجراى قانون حركت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 166 | محمد تقي جعفري