جهان طبيعت را دريافت نموده ، جنبهء آيات بودن آن را درك كرد ، چنان كه مىتوان از مطالعهء رياضى محض در اجزاء يك منظرهء زيبائى طبيعى بالاتر رفته و زيبائى آن را براى درك و فهم مطرح نمود . منظرهء مورد مطالعه و درك در هر دو حال ( مطالعهء رياضى محض و درك و فهم زيبائى ) يك حقيقت است ، ولى هر يك از دو نگرش ، درك بعدى از آن حقيقت عينى را اثبات مىكند . هيچيك از دو ارتباط مزبور ( رياضى و زيبائى ) خيال و پندار نيست ، چنان كه هيچيك از دو ارتباط مزبور آن حقيقت عينى را تجزيهء عينى نمىنمايد . پس نگرش به جهان عينى بعنوان آيات الهى كه ناشى از بينائى عالى در جهان و بالاتر رفتن از ارتباط و تأثير و تأثر طبيعى محض ما بين انسان و جهان است ، نه خيال و پندار است و نه واقعيت را تجزيه مىكند ، بلكه اين يك بينائى ناب در جهان است كه حكمت و آهنگ كلى آن را در مىيابد : رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ( 1 ) ( اى پروردگار ما ، جهان به اين عظمت را كه تبلورگاه حكمت و مشيت تست ، باطل نيافريده اى ) حال كه با دو نوع نگرش تحليلى عقلانى و تركيبى حكيمانه مىتوان آيات بودن همهء اجزاء جهان و روابط آن را درك كرد ، آيا اعراض از اين دو نوع نگرش و محبوس شدن در تنگناى جريان تأثير و تأثر با جهان عينى تكبر و استكبار در برابر آيات آن نيست چه تكبرى بالاتر از اين كه آدمى به شناختهاى معمولى خود كه محصولى از موضع گيرى محدود در برابر طبيعت است ، ارزش مطلق قائل شود و حتى براى يك لحظه به فرا رفتن از آن موضع گيرى رضايت ندهد تشبيه اعجاز آميز آيه ششم از سورهء انفال را كه مىگويد : * ( يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ) * ( گوئى به طرف مرگ رانده ميشوند . ) دقت فرمائيد ، يعنى دست برداشتن از موضع گيرى ضد حق كه به آن چسبيدهاند ، مانند رانده شدن به سوى مرگ است ، زيرا زندگى خود را در همان موضع گيرى مىبينند اين آيه را در مبحث بعدى ملاحظه خواهيم نمود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٤
هامش
( 1 ) آل عمران آيه 191 .