1 - اندوختن ثروت كه مضر به زندگى اقتصادى جامعه است ممنوع مىباشد . 2 - كنز كه اندوختن و راكدكردن پول و پشتيبان ساير ارزشهاست ، ممنوع است . 3 - قرارگرفتن اموال در اختيار ثروتمندان كه ميان آنان جنبهء دولت پيدا مىكند ، ممنوع است . 4 - سپردن اموال و ساير مواد مفيد به زندگى انسانها به اختيار احمقان خودكامه ممنوع مىباشد . 5 - احتكار كه ضرر زندگى مادى مردم را نتيجه مىدهد ، ممنوع است . 6 - اسراف در اموال و مواد مفيد ممنوع است . 7 - طغيانگرى به وسيلهء ثروت ( بطر ) و خودكامگى در مستهلك ساختن مال ( ترف ) ممنوع است . 8 - جريان غير منطقى اموال ( اكل مال به باطل ) ممنوع است . 9 - بخس ( از ارزش انداختن كار و كالاى مردم ) ممنوع است . آيا با اين ممنوعيتهاى جدى ، اين ادعا را كه اسلام در شئون اقتصادى و اجتماعى به نصيحت و اندرز قناعت كرده است ، باطل نمىسازد آيا اين آيهء قرآن كه مىگويد : * ( وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) * ( 1 ) ( و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست خويشتن به هلاكت ميفكنيد ) آيا پند و اندرز اخلاقى است آيا اين آيه مىخواهد تنها احساسات و عواطف مالداران طغيانگر و تباه كنندگان ثروت كه محصول نيروهاى فكرى و عضلانى مردم است ، برانگيزد و با جملاتى از قبيل « خواهش مىكنم » ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨١
هامش
( 1 ) البقرة آيه 195