تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
براى شناخت يك انسان يا يك جامعه ، شناسائى هدفگيريهاى آنها بسيار ضرورى است . بنا بر اين دليل ، هنگامى كه كامجوئى مادى هدف قرار مىگيرد ، خودكامگى از درون آن برمىآيد ، زيرا كامجوئى پديده اى است كه حد اكثر سود و لذت را براى خود مىخواهد و خودكامگى معنائى جز سودجوئى و لذتپرستى ندارد . و هنگامى كه خودكامگى توجيه كنندهء حيات و شخصيت آدمى مىگردد ، حتى ضرورىترين قوانين جهان و انسان در هر شكل كه بوده باشد از قدرت تحريك مىافتد و براى انسان خودكامه جنبهء مسخره اى پيدا مىكند . اين همان دردى است كه دوران معاصر ما را با نابسامانيهاى غير قابل حل و فصل روبرو ساخته است . هدفگيرى خودكامگى نخستين قربانيى كه مىدهد ، فعاليتهاى فكرى و عضلانى و انرژيهاى حيات اقتصادى است ، كه قربانىشدن بقيهء شئون حيات انسانها را به دنبال خود مىآورد .

بحثى در ادعاى آنان كه مىگويند : اسلام در تنظيم شئون اقتصادى به نصيحت اخلاقى قناعت ورزيده است

اى كاش ، آن عده از مغربزمينىها كه در شئون اقتصادى اسلام و قوانين اجتماعى آن ، اظهار نظر مىكنند ، اين اهميت را به اظهار نظر خود قائل شوند كه نه مدتهاى طولانى نه ده سال و نه پنج سال و نه حتى يك سال ، بلكه حد اقل ده روز از زندگى معرفتجويانهء خود را به مراجعه به منابع اصيل اسلامى اختصاص داده با اطلاع از اصول بنيادين اقتصادى و اجتماعى اسلام ، اظهار نظر نمايند . اين ادعا كه اسلام در تنظيم اين شئون حياتى به نصيحت و اندرز قناعت ورزيده است ، كاملا دور از واقعيت است . براى اثبات اين كه اسلام با جدىترين قوانين فقهى و حقوقى الزامى ، شئون حياتى انسانها را چه در قلمرو اقتصادى و چه در ساير قلمروهاى زندگى تنظيم نموده است ، از مباحث گذشته نه اصل را استنباط مىكنيم :