ابلاغ مىكنيم ، آنان در آن جامعه از اوامر ما منحرف مىشوند [ يا در آن اوامر انحراف مىورزند ] ، قول نابودكردن آنان به علت انحراف خودكامگان بر آن جامعه تحقق پيدا مىكند و نابودشان مىسازيم ) .
توضيح - آيهء شمارهء 7 كه پيش از آيهء فوق مطرح كرديم ، مسير عليت خودكامگى در تباه كردن مال را بر مجراى قانون دائمى مشيت الهى توضيح مىدهد : ستمكارى و تباه كردن مال ، جامعه را به نابودى مىكشاند ، زيرا ضد قوانين جهان هستى و حيات انسانها است . پس معناى ستمكارى و خودكامگى در تباه ساختن مال ، در حقيقت به بازى گرفتن قوانين جهان هستى و حيات انسانها است كه جلوه گاه مشيت خداوندى مىباشند ، در صورتى كه آسمان و زمين و آنچه در آنها است براى بازى آفريده نشدهاند . هيچ بيان و استدلالى در هيچ يك از مكتبهاى بشرى در بارهء لزوم محاسبه و نظم در حيات و مواد مفيد و كار ارزنده براى آن ، به اين جديت و عظمت مطرح نگشته است . تجارب تاريخى و مشاهدات عينى به خوبى اثبات مىكنند در هر جامعه اى كه هدفگيريهاى افراد و گروههايش كامجوئى مادى و تباه ساختن نعمتهاى الهى كه با وسيلهء نيروهاى فكرى و عضلانى و استهلاك حيات به وجود مىآيند ، بوده باشد ، دير يا زود در معرض نابودى قرار مىگيرد . اين پديدهء اجتماعى متكى به يك دليل روشن است و آن اينست كه هر پديده اى كه آدمى را به عنوان هدف به خويشتن جلب مىكند ، انگيزههاى فعاليتهاى روانى و مغزى و عضلانى آن انسان را در اختيار خود مىگيرد و مقام رهبرى براى او پيدا مىكند . به عنوان مثال : كسى را كه علم يا پول يا مقام به عنوان هدف جلب مىكند ، بدون ترديد آن هدف به مثابهء فرمانده شخصيت كه خود فرمانرواى همهء فعاليتهاى انسانى است ، برمىآيد ، لذا به طور طبيعى همهء قواى روانى و مغزى و عضلانى شخص در آن هدف متمركز مىگردد . با نظر به اين اصل است كه مىتوان گفت :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٩