انسانشدن واقعى شايستگى كمال مناسب آن جهان را داشته باشد .
3 - از دلايل معتبر و منابع اسلامى و قراين و شواهدى مانند رؤياهائى كه به هيچ وجه تسليم چاقوى روانكاوى امثال فرويد كه حتى ابعاد ماشينى روان را هم تفسير نكردهاند ، چنين برمىآيد كه يكى از شديدترين تأسفها و شكنجههاى روح پس از جدائى از بدن ، اينست كه چرا در دورهء زندگانى دنيوى كار و فعاليتى اندك انجام داده است . تجسم كار و ارزش آن ، در پشت پردهء طبيعت از جوهر حيات آدمى برميخيزد . كسى كه در اين دنيا بدون كاركردن ، تنها به مستهلك ساختن محصول دسترنج ديگران پرداخته است ، تباهى حيات خود را مشاهده خواهد كرد . آيا ديدن اين مناظر سه گانه پيش از مرگ موجب شيون و اضطراب نمىگردد مگر اين كه حقيقتا درك كند كه :
تا رسد دستت به خود شو كارگر
چون فتى از كار خواهى زد به سر
و با كار و فعاليت صحيح جوهر حيات خود را اعتلاء و تكامل ببخشد .
5 ، 6 - و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا و قريب ما يطرح الحجاب ( ولى آنچه كه رهسپاران ديار خاموشان ديدهاند از ديدگان شما پوشيده شده است و به زودى اين حجاب از جلو چشمان شما برداشته مىشود ) .
ديرى نمىگذرد كه پرده از جلو ديدگان شما بر كنار مىشود
اگر به طفل نشسته در جنين مادر بگويند : ديرى نخواهد گذشت كه از اين تاريكى رها خواهى گشت و تو هم اكنون عضوى دارى كه چشم ناميده مىشود ، عضوى ديگر دارى كه گوش خوانده مىشود . . . نيروهائى دارى كه انديشه و عقل ناميده ميشوند كه به وسيلهء آنها نخست با جهانى ميلياردها ميليارد وسيعتر و باعظمتتر از اين جايگاه تنگ و تاريك رابطه برقرار خواهى كرد ، سپس به وسيلهء تكامل درك و وجدان كه ريشهء آن هم اكنون در درون تو وجود دارد ، هستى همان جهان بزرگ مانند يك تصور ناچيز براى تو جلوه خواهد كرد . اين طفل