آيا مىدانيد عميقترين خنده اى كه اشك از ديدگان آدمى را فرو مىريزد ، چه موقعى دست مىدهد موقعى كه آن جنيننشينان به اين مردانى كه هوگو از وجود آنان خبر مىدهد و آنانرا مىستايد ، تعيين تكليف مىفرمايند و دستور مىدهند كه چرا به بالا نگاه مىكنيد مگر شما كبوتربازيد آرى چه بايد كرد :
سختگيرى و تعصب خامى است
تا جنينى كار خونآشامى است
اگر حقيقتش را بخواهيم ، خداوندى كه عالم هستى را براى درك و شناخت ما برنهاده است ، خداوندى كه گذرگاه حيات ما و مراحل آن را پيش از مرگ و پس از مرگ گسترده است ، پرده اى روى آن دو نينداخته است ، اين پرده ايست كه مواد تار و پودش از خودخواهى به وجود مىآيد و در ماشين خيالات بىاساس خودمحورى بافته مىشود و با تندترين رنگ سياه جهل و نادانى رنگرزى مىگردد و با دست اختيار خود آدمى به چشمانش زده مىشود .
7 ، 9 - و لقد بصّرتم ان ابصرتم و اسمعتم ان سمعتم و هديتم ان اهتديتم ( اگر شما بخواهيد ديده بگشائيد و واقعيات را ببينيد ، وسايل بينائى در اختيار شما گذاشته شده است و اگر بخواهيد گوش باز كنيد و واقعيات را بشنويد ، شنيدنىهائى كه واقعيات را با گوش شما آشنا بسازد ، طنينانداز گشته است ) .
ببينيد و بشنويد و راه رشد و كمال را پيش گيريد
ببينيد ، چه چيز را ببينيم مگر ما چشم نداريم هر چه كه قابل ديدن است و در ديدگاه ما قرار بگيرد ، بدون احتياج به توصيه و دستور شما آن را خواهيم ديد .
بسيار خوب ، شما موقعى كه براى حفظ ثروت و مقام ، خون يك انسان را مىريزيد ، چه مىبينيد آيا انسان آغشته به خونى را مىبينيد كه هزاران قوانين طبيعت و ماوراى طبيعت دست بهم داده و موجودى را ساخته است كه داراى صدها بعد و استعداد و احساسات و عواطف مىباشد آيا شما انسان به خون غلطيده اى را مىبينيد كه از دستدادن حيات براى او دردى مساوى درد