تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
نمونه وقتى كه اين جانب درس قانون مجازات سرقت را در اسلام تدريس كردم ، و فاضل ارجمند آقاى منوچهر صدوقى آن را باضافهء تحقيقات خودشان نوشتند ، به طور تدريجى در حدود بيست نفر از حقوقدانان را كه گرايش مذهبى نداشتند ، دعوت به مطالعه و بررسى اين قانون نمودم ، پس از بررسى مفاد قانون مزبور ، حتى يك نفر از آن حقوقدانان ، اعتراضى به اصل قانون نگرفتند و بلكه با حالت تعجب و تأسف از بىاطلاعى خودشان از فقه اسلامى ، در خود فرورفتند . به ياد دارم كه اين مطلب را به بعضى از آنان گفتم كه آقايان عزيز ، شما كه شنيده بوديد فقه اسلامى مجازات سارق را بريدن دست مقرر كرده است ، از اين شرايط و مواد اطلاع داشتيد ، آنان با كمال صراحت گفتند : نه هرگز برخى ديگر از آنان چنين گفتند : « اين قانون را مىتوان در معظمترين دانشكده‌هاى حقوق دنيا عرضه نموده ، نه تنها اعتراض منطقى در بارهء آن شنيده نخواهد شد ، بلكه جنبهء انسانى آن ، حقوقدانان با فضيلت را به فراگرفتن و تدريس حقوق اسلامى تشويق خواهد كرد ، اين لطيفه را هم يكى از آنان گفت » خدا به جهت شدت محبتى كه به انسانها دارد ، به بريدن چهار انگشت سارق دستور داده است ، اگر من قانونگذار بودم ، با اين شرايط و و موادى كه در فقه اسلامى براى مجازات سرقت آمده است ، حكم به كشتن سارق مىكردم » . وقتى كه مواد حقوق حيوان را از فقه اسلامى استخراج كرديم اين مسئله به خوبى روشن گشت كه اسلام همهء شئون حيات را از جانداران ناچيز گرفته تا انسانهاى رشديافته در نظر گرفته ، حقوق همهء آنها را تأمين نموده است وجود كليات فراوان در قوانين اسلامى و مرتفع ساختن هرگونه بلا تكليفى در برابر دگرگونىهاى تاريخ و مشكلات بىسابقه ، با قواعدى امثال لا ضرر و لا ضرار اثباتكننده مشمول و فراگيرى مكتب اسلام همهء ابعاد انسانى است در هر زمان و هر گونه شرايط . 13 - ام كانوا شركاء له فلهم ان يقولوا و عليه ان يرضى