مىگويند : اين دين پيش از هزار و چهار صد سال در عربستان ظهور كرده است .
و نمىتواند پس از اين همه پيشرفتهاى علمى و جهانبينى و انسانشناسى پاسخگوى احتياجات امروز جامعه بوده باشد . اين مطلبى است كه با اشكال مختلف و با انگيزههاى گوناگون بيان مىشود . در ميان اين مدعيان تاكنون يك نفر پيدا نشده است كه منابع و مآخذ همهء ابعاد ايده ئولوژى اسلامى را كه بسيار وسيع و عميق است ، بيطرفانه بررسى نموده و ادعاى خود را اثبات نمايد . مقدار فراوانى از اين مدعيان به تقليد از كسانى كه با عينك پيش ساخته به اسلام مىنگرند ، سخن مىگويند .
عده اى ديگر از مخالفت هوى و هوسهاى حيوانى و خودخواهى كه در دين اسلام مورد تأكيد شديد است ، مىهراسند . گروه ديگر چند مسئلهء مشكلنما را در دين اسلام مىبينند و يا از دهانها مىشنوند ، بجاى آنكه به تحقيق لازم و كافى در آن مسائل بپردازند ، حكم به نقص اسلام صادر مىنمايند مانند تعدد زوجات كه با نظر به شرايط بسيار سختى كه براى مجاز بودن آن بيان شده است ، در حقيقت يك حكم اضطرارى است كه هيچ عاقلى در موقعيتهاى طبيعى و معتدل اقدام به آن نمىنمايد و مانند بردگى كه در صدر اسلام شيوع داشته و مستند به عوامل ريشه دار اجتماعى گذشته بوده است . اسلام بامنطقىترين راهها ريشههاى بردگى را سوزانيد و با طرق گوناگون مانند مصرفكردن سهمى از زكات براى آزادكردن بردهها و مقرر داشتن آن ، بعنوان كيفر بعضى از جرمها و غير ذلك . . . با جريان بردگى به مبارزه برخاست .
گروهى ديگر با مطالعهء محدود و حرفه اى در برخى از مسائل اسلامى ، تنها به اين هدف كه اطلاعى از اسلام ابراز كند ، در بارهء محدوديت و نقص اسلام قلمفرسايى ميكنند . ما نمىتوانيم سخنى با اين گونه مدعيان داشته باشيم ، مگر اين كه بگوئيم : « آقايان ، فراموش نكنيد كه وجدان هم وجود دارد » بعنوان
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٦