انگيزگى تثبيت شخصيت فقط نه به جهت علل منطقى خارج از ذات پديدههاى مزبور . به عنوان مثال : راه بسيار طولانى را طى مىكند ، نه براى اين كه رسيدن به مقصد ، رفتن در چنان راه طولانى را ايجاب مىكند ، بلكه تنها براى اثبات قدرت ارادهء خود كه عنصرى جالب توجه در شخصيت آدمى است . از ابراز واقعيت خوددارى مىكند و علتى براى اين خوددارى وجود ندارد ، جز اين كه شدت مقاومت خود را اثبات كند .
همچنين ممكن است آدمى به انجامدادن عملى اقدام كند ، نه براى آنكه آن عمل داراى مصلحتى است ، بلكه فقط براى اثبات اين كه او براى انجام آن عمل قدرت دارد . اين گونه پديدهها كه بر ابهام مشكلات انسانى مىافزايد ، اندك نيست . از طرف ديگر قوانين و اصولى كه براى حل مشكلات حقوقى و حياتى انسانى تنظيم مىشود ، اولا از جهت قالبگيرى شدن آنها به وسيلهء الفاظ ، معمولا احتياج به تفسير و توضيح و اعمال ذوق فراوانى دارند كه با قطع نظر از آنها ، دامنهء شمول آن قوانين و اصول محدود و نارسا مىباشد .
ثانيا - دگرگونىهايى كه در پديدههاى زندگى و روابط انسانها با يكديگر بروز مىكنند . عامل بسيار مهمى براى لزوم اجتهاد و صاحبنظرى در تطبيق قوانين و اصول بر آن پديدهها و روابط مىباشند ، تا حدى كه ممكن است براى يك قاضى شايستگى قانونگذارى لازم باشد كه در تطبيق مزبور اشتباه نكند .
شخص نادان در ميان دو مجموعه از پيچيدگىها و مشكلات قرار مىگيرد : مجموعهء يكم - قوانين و اصول و مآخذ و منابع آنها كه احتياج شديد به درايت و اطلاعات لازم و كافى دارد .
مجموعهء دوم - پديدهء مبهم كه براى شخص مطرح شده است . خطرناكترين عامل حقكشىها عبارت از بازيگرى فكرى و خودمحورى شخص نادان است
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٥